سرنوشت سلیمان بن صرد خزاعی (ابومُطَرِّف)
سلیمان بن صُرَد خُزاعى، کنیهاش ابومُطَرِّف و از سران مردم عراق در سدۀ نخست هجرى است. از وى در شمار صحابۀ پیامبر اکرم و اصحاب امام على و امام حسن علیهم السلام یاد شده است و گاه او را از بزرگان و زهاد تابعین دانستهاند. گفتهاند که وى در زمان جاهلیت یسار نام داشت و چون مسلمان شد، پیامبر او را سلیمان نامید. وى به قبیلۀ خُزاعه منتسب بود.
سلیمان بن صرد فاضل، مردی نیکوکار و دیندار بود. وى از پیامبر اکرم، امام على و عدهاى از صحابه، حدیث روایت کرده است، از جمله حدیثى درباره جنگ احزاب که از پیامبر اکرم نقل کرده است. کسانى همچون ابو اسحاق سَبیعى، عَدی بن ثابت و ابو عبدالاکرم نیز از او روایت کردهاند.
بعد از رحلت پیامبر اکرم و گسترش اسلام به خارج از شبهجزیره، سلیمان بن صرد، جزو نخستین کسانى بود که از مدینه خارج و به شهر تازه تأسیس کوفه وارد شد و در محلۀ خُزاعیان مسکن گزید. وى از بزرگان و شیوخ قبیلهاش بود و نزد آنان منزلت و احترام بسیار داشت. از فعالیتهاى سیاسى وى تا قبل از خلافت امام على علیهالسلام ذکرى نشده است، اما وى از کسانى بود که به همراه دیگر فضلاى شیعه با آن حضرت بیعت کرد.
با آغاز درگیریهاى داخلى در دورۀ خلافت امام على، سلیمان با آنکه از شیعیان حضرت بود، در جنگ جمل شرکت نکرد و همچون عدهاى دیگر، بهسبب تشخیص ندادن حق از باطل، دچار تردید شد و موضع بیطرفى اتخاذ کرد. بعد از این جنگ و بازگشت امام على از بصره، سلیمان به خدمت امام رفت و امام وى را به دلیل دورى گزیدن از جنگ سرزنش کرد. بنابراین، در صحت پارهاى از روایاتِ حاکى از حضور سلیمان در جنگ جمل، تردید وجود دارد.
سلیمان در نبرد صِفّین همراه حضرت على بود و از طرف امام فرماندهى پیادگان میمنه سپاه عراق را برعهده گرفت. عُقْبَة بن مسعود، عامل امام على در کوفه، به سلیمان نامه نوشت و وى را به کوشش و شکیبایى در جنگ توصیه نمود. سلیمان در جنگ صفّین شجاعانه جنگید و حَوْشَب، پهلوان نامى شامیان و سرور یمانیان سپاه معاویه، را در جنگ تن به تن کشت.
پس از پایان نبرد صفّین و پذیرش حکمیت از سوى عراقیان، سلیمان نزد امام رفت و ضمن ابراز ناخشنودى از خاتمه کار جنگ با عهدنامه حکمیت، از ناکامیاش در ترغیب سپاهیان به ادامه جنگ سخن گفت. از پارهاى روایات برمیآید که سلیمان از طرف امام، چندى در ناحیه جبل مسئول جمعآورى مالیات بوده است.
پس از شهادت امام على علیهالسلام، سلیمان همچون دیگر بزرگان شیعى با امام حسن علیهالسلام بیعت کرد، اما پس از صلح امام حسن و بیعت مردم عراق با معاویه، سلیمان که از بزرگان عراق محسوب میشد و از این صلح ناخشنود بود، نزد امام رفت و او را خوارکننده مؤمنان خواند و امام را به شدت سرزنش کرد. سلیمان آمادگى خود و عراقیان را براى شکستن پیمان و از سرگیرى جنگ با شامیان اعلام نمود، اما امام حسن با آرامش سعى کرد وى را با خود همراه سازد. پس از آن، سلیمان نزد امام حسین علیهالسلام رفت و در این باره با وى گفتگو کرد، ولى امام حسین نیز بر پایبندى به پیمان برادرش تأکید کرد و از سلیمان خواست مادام که معاویه زنده است، بر این پیمان وفادار بماند.
پس از شهادت امام حسن، شیعیان کوفه در خانۀ سلیمان، که در آن زمان شیخالشیعه بهشمار میرفت، جمع شدند و در نامهاى به امام حسین، شهادت امام حسن را تسلیت گفتند.
پس از مرگ معاویه، بزرگان شیعى از جمله سلیمان، با فراخواندن مردم به حمایت از امام حسین علیهالسلام، با نامههاى متوالى امام را از حجاز به کوفه دعوت نمودند و سلیمان براى اطمینان از پایبندى کوفیان به حمایت از امام حسین، از آنان پیمان مؤکد گرفت، اما در واقعۀ کربلا، سلیمان خود از کسانى بود که از یارى امام حسین سر باز زد.
پس از شهادت امام حسین ع، سلیمان همچون عدهاى دیگر از کوفیان، از همراهى نکردن با امام پشیمان شد و پس از توبه، در سال ۶۵ هجری در زمان خلافت عبدالملک بن مروان، قیام توابین را به خونخواهى امام حسین و بر ضد امویان به راه انداخت. وى در جنگ با سپاه عبیداللّه بن زیاد در عَینالوَرده به شهادت رسید. به نوشتۀ ابنسعد، سلیمان هنگام شهادت ۹۳ ساله بوده است.
راهنمای آزمون ارشد و دکتری رشته علوم قرآن و حدیث+مطالب آموزنده قرآنی و حدیثی+علایق شخصی