سيره مسلمانان در ساختن مسجد بر قبور انسان هاى صالح
سيره مسلمانان در ساختن مسجد بر قبور انسان هاى صالح
سيره و رفتار مسلمانان در طول تاريخ، حكايت از بناى مساجد بر قبرصالحين و شايستگان دارد. مخصوصاً كسانى كه در
__________________________________________________
(1). تفسير طبرى: 15/ 145.
مرزهاى توحيد و شرك در قرآن، ص: 110
قلب مسلمانان جاى دارند و از آثارشان تبرك مىجويند. شواهد زير گوياى اين مطلب است:
الف. پيكر پاک پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم در خانه آن حضرت و در كنارمسجد النّبى به خاك سپرده شد. با ازدياد جمعيت مسلمانان و تنگ شدن عرصه مسجد، قسمت شرقى مسجد- كه خانه پيامبرصلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم يا مدفن آن حضرت و خانه همسران ايشان بود - به محدوده مسجد النّبى افزون شد و نمازگزاران در اطراف قبر آنحضرت به نماز مى ايستادند.
طبرى در مورد حوادث سال 88 ه. ق مىنويسد: «در ماه ربيع الاوّل سال 88 ق، نامهاى از وليد به دست عمربن عبدالعزيز رسيد كه حاوى دستور وليد مبنى بر تخريب ديوارههاى مسجد النبى و اضافه كردن حجرههاى رسول خدا به مسجد بود. او دستور داده بود با خريد زمينهاى اطراف مسجد، به توسعه آن از اطرافبپردازند. عمر ابن عبدالعزيز ده تن از فقهاى سرشناس و مردم مدينه را از نامه وليد آگاه كرد و از آنان نظر خواست. آنان، باقى ماندن حجرهها را به حالت اوليهبراى پند آموزى مسلمين و زهد گرايى آنها در اقتدا به زندگى پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم ترجيح دادند. عمر ابن عبدالعزيز نظر آنان را براى وليد فرستاد. وليد درنامهاى دوباره، بر تخريب مسجد تأكيد نمود. بنىهاشم از اين ماجرا برآشفتند و به گريه و زارى پرداختند. اما عمر دستور وليد را اجرا كرد و حجره عايشه را بهفضاى مسجد اضافه نمود. بدين ترتيب قبر رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم و حجرههاى همسران پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم داخل محدوده مسجد النّبى واقع شد و بر اساس دستور وليد، سقفى بلند براى آن ساختند» «1».
در جاييكه اين عمل در جلوى ديدگان فقهاى دهگانه مدينه و عموممسلمانان و در پيشاپيش چشم تابعين، امام زين العابدين و امام محمد باقر عليمها السَّلام كه احدى در مقام علمى و زهد و عرفان آنان ترديدندارد واقع شود و مخالفتى با آن صورت نگيرد؛ بهترين دليل بر جايز بودن مسجدسازى در كنار مزار انبياء و صالحين، و نمازگزاردن در آن خواهد بود.
جمله تابعين و پس از آنان مردم مدينه و امام دار هجرت، مالك ابن انس- سرآمد امامان مذاهب چهارگانه اهل سنّت- اين عمل را تأييد كرده و هيچگونهاعتراضى نداشتهاند.
ب. سمهودى در مورد فاطمه بنت اسد مادر امام عليعليه السَّلام مىگويد:
«پس از رحلت فاطمه بنت اسد رسول خدا دستور داد براى او قبرى آمادهكنند. به دنبال اين دستور مردم در مكان مسجدى كه امروزه به آن قبر فاطمه گفته مىشود قبرى حفر كردند». «2»
مطابق اين عبارت، مسجد پس از به خاك سپارى فاطمه بنت اسد ساخته شده است.
__________________________________________________
(1). ر. ك تاريخ طبرى: 5/ 22؛ البداية و النهاية: 8/ 65.
(2). وفاء الوفاء: 3/ 897.
هم او در جاى ديگرى مىنويسد: «مصعب ابن عمير و عبد اللّه بنجحش، در مسجدى كه روى قبر حمزه عموى پيامبر بنا شده بود، دفن شدند». «1»
ج. جناب عايشه، عمرى را در منزل خود و در كنار قبر پيامبرصلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم بدون هيچگونه ديوار يا حايل ديگرى نماز گزارد. پس از دفن عمر بود كه ديوارى بين منزل عايشه و قبور پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم، ابى بكر و عمر كشيدند. «2»
د. بيهقى درباره حضرت فاطمه عليها السَّلام مىنويسد: «فاطمه عليها السَّلام به زيارت قبر عمويش حمزه مىرفت و مىگريست و در كنار آن نماز مىخواند». «3»
حاكم، به نقل از سليمان ابن داود، از امام صادقعليه السَّلام، از امام باقرعليه السَّلام از امام سجاد عليه السَّلام از امام حسينعليه السَّلام روايت مىكند: «فاطمه عليها السَّلام دخت پيامبر هر جمعه قبر عمويش حمزه را زيارت مىكرد و در كنار آن به گريه و نماز مىپرداخت».
حاكم مىگويد: «راويان اين حديث، موثّقتر از ساير احاديثند».
ذهبى گفته او را تاييد مىكند و بيهقى در كتاب سنن خود، به نقل آن مىپردازد. «4»
__________________________________________________
(1). همان: 3/ 922.
(2). همان 2/ 541.
(3). السنن الكبرى: 4/ 78.
(4). مستدرك حاكم: 1/ 377.
مطابق اين حديث ساختن مسجد بر روى قبر حضرت حمزه و نمازخواندن در آن، در زمان حيات پيامبر رُخ داده است.
ه. پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم در معراج خود- كه از مسجد الاقصى آغازشد در مدينه و طورسينا و بيت لحم فرود آمد و به نماز ايستاد. جبرئيل به پيامبرصلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم گفت: «در مدينه طيّبه نماز گزاردى، زيرا محل هجرت تو بود؛ در طور سينا نماز خواندى، زيرا در آنجا خداوند با موسيعليه السَّلام سخن گفته بود، و در بيت لحم نماز گزاردى، زيرا كه محل تولد عيسى ابن مريم عليه السَّلام بود». «1»
بنابراين، تفاوتى بين نماز گزاردن در محل تولد يا محل دفن انبياء الهى نيست و هدف از آن، تبرّك جستن از انسان نمونهاى است كه جسم پاك او با اينخاك و اين محل تماس داشته است، چه در ابتداى عمر و چه در انتهاى آن!
علاوه بر سيره مسلمين از زمان رحلت رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم تاكنون؛ قرآن، دليل قاطع و محكمى است كه هر دليلى مخالف با آن باشد، متشابه محسوب شده و بايد در پرتو محكمات قرآن تبيين و تفسير شود.
با اين حال، رواياتى وجود دارد كه مسجد سازى بر روى قبور انبياء را جايز نمىشمارد.
__________________________________________________
(1). الخصايص الكبرى: 1/ 154.
در روايتى آمده است كه پيامبرصلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمودند:
«قاتل اللّه اليهود اتّخذوا قبور انبيائهم مساجد»
«خداوند يهود را هلاك كند، چرا كه قبور انبياء خود را مسجد قرار دادند».
در روايتى ديگر آمده است:
«لعن اللّه اليهود و النصارى اتّخذوا قبور انبيائهم مساجد».
«خداوند يهود و نصارى را لعنت كند كه قبر انبياء خود را مسجد قرار دادند».
و در روايتى ديگر:
«الا، و انّ من كل قبلكم، كانوا يتّخذون قبور انبيائهم و صالحيهم مساجد الا فلاتتّخذوا القبور مساجد». «1»
«بدانيد كه قبل از شما كسانى قبر پيامبر و انسانهاى شايسته خود را مسجدقرار مىدادند. هشيار باشيد كه شما چنين نكنيد».
با توجه به احاديث فوق، تأمّلى كوتاه در اين زمينه ضرورى است.
تاريخ يهود و رفتار نادرست آنان با پيامبران الهى صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم، مانند كشتن وآزردن رسولان خداوند، با محتواى اين روايات ناسازگار مىنمايد. آيات ذيل، به گوشهاى از آزار و اذيّتهاى بنى اسرائيل اشاره مىكند:
(لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ
__________________________________________________
(1). براى آگاهى از منابع اين احاديث ر. ك: صحيح بخارى: 2/ 111 كتاب الجنائز؛ سنن نسايى: 2/ 871؛ صحيح مسلم: 2/ 68 كتاب المساجد، باب «النهى عن بناء المساجد على القبور».
سَنَكْتُبُ ما قالُوا وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَ نَقُولُ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ). «1»
«خداوند سخن آنها را كه گفتند: «خدا فقير است و ما بى نيازيم» شنيد. به زودى آنچه را گفتند خواهيم نوشت و [همچنين] به نا حق كشتن پيامبران را [مىنويسيم] و به آنها مىگوييم: «بچشيد عذاب سوزان را».
(قُلْ قَدْ جاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّناتِ وَ بِالَّذِي قُلْتُمْ، فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ). «2»
«بگو! پيامبران پيش از من، براى شما آمدند و دلايل روشن و آنچه را گفتيد آوردند، پس چرا آنها را به قتل رسانديد اگر راست مىگوييد؟!».
(فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ وَ كُفْرِهِمْ بِآياتِ اللَّهِ وَ قَتْلِهِمُ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ). «3»
« [ولى] به خاطر پيمان شكنى آنها و انكار آيات خدا و كشتن پيامبران به ناحق ...».
با توجّه به آيات فوق آيا مىتوان پذيرفت ملّتى كه در موارد متعددى به قتل پيامبران خود پرداخته است، به ملّتى تبديل شود كه براى تكريم و تعظيمپيامبران، بر روى قبرشان مسجد بسازند؟ بر فرض كه بتوان اين مطلب را درمورد بعضى از آنان پذيرفت، احتمالات
__________________________________________________
(1). آل عمران/ 181.
(2). آل عمران/ 183.
(3). نساء/ 155.
ديگرى در معناى حديث، غيراز قصد تبرّك به صاحب قبر و خواندن نماز در مسجد مطرح است كه عبارتند از:
الف- قبله قرار دادن قبر.
ب- سجده كردن بر قبر به قصد احترام و تعظيم، به گونهاى كه قبر موردسجده واقع شود.
ج- سجده كردن براى انسان مدفون در قبر، به گونهاى كه او مورد سجده واقع شود.
به عقيده ما، قدر متيقن از معناى احاديث گذشته سه احتمال فوق است واحتمالِ ساختن مساجد بر قبور به قصد تبرك و نماز، مردود و غير قابل قبول است.
شاهد آنكه، پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم در برخى از روايات، اينگونه افرادرا «شرار النّاس» (يعنى بدترين مردم) معرفى مىكند. به عنوان نمونه، مسلم در كتاب مساجد روايت مىكند:
«ام حبيبه و امّ سلمه نقل مىكنند: در حبشه كنيسهاى بود كه تصاويرپيامبرصلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم در آن وجود داشت. پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود: در بين مردم حبشه مردى صالح بود كه پس از مرگش بر روى قبر اومسجدى ساختند و اين تصاوير را در آن كشيدند. اينان در روز قيامت، بدترين مردمان در نزد خداوند هستند». «1»
__________________________________________________
(1). صحيح مسلم: 2/ 66، كتاب المساجد، باب «النهى عن بناء المساجد على القبور».
توصيف اين عده در روايت به عنوان «بدترين مردمان»، از واقعيت و حقيقت عمل آنان پرده برمىدارد، زيرا تنها انسان مشرك متصف به شرار الناسيا بدترين انسان مىشود، گرچه در ظاهر از اهلكتاب محسوب شود. قرآن مىفرمايد:
(إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ). «1»
«بدترين جنبندگان نزد خدا، افراد كر و لالى هستند كه انديشه نمىكنند».
(إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ). «2»
«به يقين بدترين جنبندگان نزد خدا، كسانى هستند كه كافر شدند و ايمان نمىآورند».
اين توصيف، نشان مىدهد كه عمل آنان صرف ساختن مسجد بر روى قبر و خواندن نماز در آن و يا صرف نماز خواندن در كنار قبر نبوده، بلكه آلودهبه نوعى شرك از قبيل: سجده كردن بر قبر يا براى شخص مدفون در قبر يا قبله قرار دادن قبر بوده است.
قرطبى مىگويد: «امامان مذاهب به نقل از ابى مرثد غنوى روايت كردهاند كه: «از پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم شنيدم كه فرمود: «به طرف قبر نماز نخوانيد و روى آن ننشينيد» يعنى؛ قبرها را قبله قرار ندهيد تا به سمت آنها نماز بخوانيد يا روى آنها سجده كنيد. يهود و نصارى چنين كردند
__________________________________________________
(1). انفال/ 22.
(2). انفال/ 55.
تا اينكه سرانجام به عبادتشخص مدفون در قبر پرداختند». «1»
نماز خواندن در كنار قبر رسول خداصلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم به قصد تبرّك جستن به آن حضرت است. خداوند سبحان به حُجّاج دستور مىدهد كه مقام ابراهيم را مصلّى و مكان نمازخود قرار دهند:
(وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِيمَ مُصَلًّى). «2»
«از مقام ابراهيم، عبادتگاهى براى خود انتخاب كنيد».
و نماز خواندن در كنار مرقد انبياء مانند نماز خواندن در كنار مقام ابراهيماست، با اين تفاوت كه، بدن ابراهيم عليه السَّلام يك يا چند بار با اين مكان برخورد داشته است، امّا مرقد و مزار انبياء، بدن پاك و نا فرسودنى آنها را براىهميشه در بر دارد.
عالمان و انديشمندان اسلامى، رواياتى را كه از مسجد سازى بر روى قبور منع كنند، همانند برداشت ما تفسير كردهند. به عنوان نمونه:
بيضاوى مىگويد: «از آنجا كه يهود و نصارى براى تعظيم و بزرگداشت مقام پيامبران خود، قبور آنان را قبله قرار داده و به سمت آن نماز مىخواندند و يابر آن سجده مىكردند و آن را به منزله بت مىدانستند، مسلمانان از اين كار منع شدند. اما ساختن مسجد در
__________________________________________________
(1). تفسیر قرطبى: 10/ 38.
(2). بقره/ 125.
كنار قبر انسان هاى صالح به قصد تبرك و بدونانگيزه تعظيم به او و يا قبله شمردن آن، مشمول منع مذكور نيست» «1».
سندى، شارح كتاب سنن نسايى نيز گفته است: «معناى مسجد دانستنقبور انبياء توسط يهود و نصارى، قبله شمردن و خواندن نماز به سمت آن قبور، يا ساختن مسجد بر روى قبور انبياء خود و نماز خواندن در آن است و شايد مكروهبودن اين عمل به دليل آن باشد كه به تدريج منجرّ به عبادت قبر مىشود ... پيامبر اسلامصلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم، امت مسلمان را از اينكه با قبر حضرتش مانند قبور انبياء يهود و نصارى برخورد كنند منع فرمود، تا به علامت تعظيم بر قبرش سجده نكنند و يا آن را قبله نماز خود نسازند» «2».
__________________________________________________
(1). كتاب «فتح البارى فى شرح صحيح البخارى»: 1/ 525 چاپ دار المعرفة، قريب به همين مضمون در «ارشاد السارى فى شرح صحيح البخارى»: 2/ 437 باب «بناء المسجد على القبور» آمده است.
(2). سنن نسايى: 2/ 41.
راهنمای آزمون ارشد و دکتری رشته علوم قرآن و حدیث+مطالب آموزنده قرآنی و حدیثی+علایق شخصی