بنیان گذار علم نحو (كلیاتی درباره علوم نحو)

بنیان‌گذار علم نحو

آیا این علم توسط فرد معین و مشخصی به وجود آمده یا گذر زمان باعث پیدایش قواعد علم اعراب (نحو) شده است؟۳

در پاسخ به این سؤال نظرات گوناگونی ارائه شده است، اما از آنجا که در این درس، در صدد پاسخ‌گویی به تمامی احتمالات موجود نیستیم؛ به ذکر نظرات اساسی بسنده می‌كنیم.

1.. دائرة المعارف بزرگ اسلامی، رضا شکرانی، جلد‍ ۹‍، ص ۳۷۰.

2.. از آن علوم متعدد می‌توان به علم تفسیر، علم ناسخ و منسوخ، علم اسباب نزول، علم محکم و متشابه، علم قرائات، علم رسم، علم اعرابُ القرآن و ... اشاره کرد.

3.. باید دانست در به وجود آمدن علوم ادبی، به ویژه صرف و نحو، دو نظر عمده وجود دارد:
الف) پیدایش این علوم، واضعِ معین و مشخصی داشته است که اصطلاحاً آن را وضع تعیینی گویند.
ب) قواعد صرفی و نحوی، به مرور زمان و به خودی خود شکل گرفته و واضع مشخصی ندارد که در اصطلاح آن را وضع تعینی نامند.
در توضیح باید گفت: اختصاص و انحصار لفظ به معنا را وضع گویند، هر گاه شخص یا گروه معینی لفظی را برای مفهوم خاص به کار برند، این عمل را وضع تعیینی نامند. و هرگاه اختصاصِ لفظ به معنا توسط شخص یا گروه معینی انجام نشده باشد، بلکه گذر زمان این ارتباط را رسانده و كثرت استعمال موجب اختصاص لفظ به معنا گردد، وضع را تعینی گویند. (مؤلف)


الف) شواهد تاریخی حکایت از آن دارد که برخی عرب‌ها در قرائت بخش‌هایی از قرآن دچار اشتباه می‌شدند. به عنوان نمونه، به دو مثال زیر توجه نمایید:

۱.... رُوِيَ أنَّ عليّاً (رَضِيَ اللهُ عَنهُ) سَمِعَ أعرابيّاً يقرأُ قولَ اللهِ بِهذِه الکَيفِيّةِ «لا يأکُلُهُ إلاّ الخاطِئينَ»۱ والصَّوابُ الخاطئون....۲

جمع مذکر در حالت رفعی باید با «واو و نون» تلفظ شود.

از آن جمله می‌توان به قرائت آیه سوم از سوره توبه استشهاد نمود:

۲. ﴿أنَّ اللهَ بَرِیءٌ مِنَ المُشرِکِینَ و رَسُولُهُ﴾؛۳

کلمه «رسوله» به کسر لام قرائت شده است، در صورتی که خواندن کلمه «رسوله» در حالت رفعی و نصبی صحیح است.۴

ب) حضرت علی (علیه السلام) بنیان‌گذار و واضع علم اعراب است. تصریح به این معنا را می‌توان در گفته‌های علمای پیشین همچون جلال ‌الدّین سیوطی در کتاب البَهجَة المرضیة مشاهده كرد:

... واسمٌ وفِعْلٌ ثُمَّ حرفٌ هي الکَلِمُ الّتي يتألّفُ منها الکلامُ لا غيرِها کما دلَّ عليه الاِستقراءُ وذَکرَهُ الإِمامُ عليُّ بنُ أبي طالبٍ عليه الصَّلاةُ والسَّلامُ المُبتکِرُ لهذا الفنّ....۵

و نیز می‌توان به قول أیمن أمین عبدالغنی از علمای متأخّر استشهاد نمود:

والحَقيقةُ أنَّ هُناكَ أمثلةً کثيرةً ونماذجَ عديدةً تُؤکِّدُ انتشارَ جُرثُومةِ اللَّحنِ... فَکَلَّفَ عَلِيُّ (رَضِيَ اللهُ عَنهُ) أبا الأسوَدَ الدُّؤَليَّ بِوَضْعِ قواعدَ لِهذا العلم....۶

پس از این مقدمات به روشنی می‌توان دریافت كه قرآن در پیدایش علم اعراب یا همان نحو نقش اساسی داشته است. زیرا علاوه بر وجود قرائت‌های غلط توسط اعراب ناآشنا با زبان عربی، گزارش‌هایی از غرض‌ورزی‌های پنهان یا بی‌مبالاتی‌ها نیز وجود داشته است.۷ از این رو, می‌توان گفت، وضع قواعد این علم تعیینی و واضع قواعد این علم نیز حضرت علی (علیه السلام) است.۸ وجود احادیث شریفه و سخنان مشهور نیز این حقیقت را بیش از پیش قوّت می‌بخشد. از میان احادیث و اقوال مشهور می‌توان به دو مورد زیر اشاره کرد:

۱. فالإسمُ ما أنْبَأ عَنِ المُسَمَّی.۹

۲. کُلُّ فاعلٍ مَرفُوعٌ.

1.. حاقه/ ۳۷.

2.. النحو الکافی، أیمن أمین عبدالغنی، ص ۲۱.

3.. توبه/ ۳.

4.. النحو الکافی، أیمن أمین عبدالغنی، ص ۲۱.

5.. کلام از اسم، فعل و حرف شکل می‌گیرد. دلیل عقلی این امر، استقراء است. دلیل نقلی آن نیز، کلام بنیان‌گذار علم اعراب، حضرت علی‌بن ابی ‌طالب (علیه السلام) است. ر.ک: البهجة المرضیة، ص ۹.

6.. گزارش‌های تاریخی فراوانی، بر انتشار و قرائت غلط قرآن تاکید می‌کند. در پی آن حضرت علی (علیه السلام)، أبو الأسود دوئلی را به وضع قواعد این علم تکلیف نمود. النحو الکافی، أیمن أمین عبدالغنی، ص ۲۱.

7.. برای تفصیل بیش‌تر به کتبی همچون أخبار المُصحفَین، تصحیفات المحدثین و ... مراجعه کنید.

8.قالَ أبو الأسود الدّؤلي: «دخلتُ عَلَی علي بنِ أبي‌‌طالب (علیه السلام) فرأيتُه مطرقاً متفکّراً فقلتُ: فيمَ تُفکّرُ يا أميرَالمؤمنينَ؟ قالَ (علیه السلام): إنّي‌ سَمِعتُ ببَلَدِکم هذا لحناً فأرْدتُ أن أضَعَ کتاباً في أصُولِ العربيةِ فقُلتُ: إنْ فعلتَ هذا أحيَيتَنا و بقيتْ فينا هذه اللّغةُ. ثمَّ أتيتُ إليه بعدَ ثلاثٍ فألقَی إليّ الصَّحيفةَ فيها ...». الأشباه و النَّظائر، سیوطی، ص ۷؛ المُعجب فی علم النحو، رؤوف جمال الدین، مدخلِ کتاب.

9.. برای دیدن متن كامل این روایت ر.ک: الفُصول المختارة، شیخ مفید، ص ۹۱؛ الفصول المهمة فی أصول الأئمة (علیهم السلام)، شیخ حر عاملی، ج ۱، ص ۶۸۴؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ۴۰، ص ۱۶۲؛ كَنزالعُمّال، متّقی هندی، ج ۱۰، ص ۲۸۳.

روایات پیشین و سخن مشهور، بر موضوع علم صرف و نحو (اسم، فعل و حرف)، اشاره می‌کند