تجزیه تركيب آیه 110 سوره كهف: قلْ إنّما أنا بَشرٌ مِثْلُکُم یُوحَی إلیَّ أنَّما إلَهُکم إلَهٌ واحدٌ

یَخْشَ: فعل مضارع مجزوم؛ فاعل آن: ضمیر پنهان «هو»

إلاّ: حرف استثناء. نوع استثناء، مفرّغ است؛ زیرا مستثنی‌منه محذوف است.

اللهَ: لفظ جلاله، مفعولٌ‌به و منصوب به فتحه ظاهر

فَ: حرف عطف

عَسَی: از افعال مقاربه به معنای امید

أولئكَ: اسم اشاره، در جایگاه رفع، اسم «عَسَی»

أنْ: حرف مصدری و ناصبِ فعل مضارع

یَکُونُوا: فعل مضارع، جمع مذکر غایب، از افعال ناقص، منصوب به «أنْ»؛ اسم آن: ضمیر پیوسته «واو».

مِنَ الْمُهْتَدِینَ: جارّ و مجرور، در جایگاه نصب، خبر «یَکُونُوا» است.

أنْ یَکُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِینَ: جمله به تأویل مصدر می‌رود تا خبرِ «عَسَی» و محلاً منصوب باشد.

۱۱. ﴿قُلْ إنَّما أنا بَشَرٌ مِثْلُکُم یُوحَی إلَیَّ أنَّما إلَهُکُم إلَهٌ واحِدٌ فَمَن کَانَ یَرْجُو لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحاً وَلا یُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أحَداً﴾

قُلْ: فعل امر؛ فاعل آن: ضمیر پنهان «أنتَ»

إنَّما: از ادات حصر، مرکب از «إنَّ» و «ما»ی کافّه

أنا: ضمیر متصل مرفوعی، در جایگاه رفع و مبتدا

بَشَرٌ: خبر برای «أنا»

مِثْلُکُم: مضاف و مضافٌ‌الیه، صفت برای «بَشَرٌ» است.۲

یُوحَی: فعل مضارع مجهول

إلَيَّ: جارّ و مجرور، در جایگاه رفع، نایب‌ فاعلِ فعل «یُوحَی»

أنَّما: از الفاظ حصر، مرکّب از «أنَّ» و «ما»ی کافّه

إلَهُ: مبتدا

کُم: ضمیر متصل، مضافٌ‌‌الیه، در جایگاه جرّ

إلَهٌ: خبر برای «إلَهُ»

واحِدٌ: صفت برای «إلَهٌ»

فَ: حرف عطف

مَن: اسم‌ شرط، مبتدا؛ خبر آن: جمله «کانَ یَرْجُو... أحَداً»

کانَ: از افعال ناقصه؛ اسم آن: ضمیر پنهان «هو»

یَرْجُو: فعل و فاعل، در جایگاه نصب، خبر برای «کانَ»

لِقاءَ: منصوب به فتحه، مفعولٌ‌‌بهِ «یَرْجُو»

رَبِّ: مضافٌ‌الیه، مجرور به کسره

ه: مضافٌ‌الیه، در جایگاه جرّ. «لِقاءَ رَبِّهِ» تتابع اضافات است؛ زیرا «لِقاء» به «رَبّ» و «رَبّ» به ضمیر متصل «ه» اضافه شده است.

كانَ یَرْجُو لِقاءَ رَبِّهِ: در محلّ جزم، جمله شرط

فَ: حرف جواب شرط

لْـ (لِ): لام امر، جازم

یَعْمَلْ: فعل مضارع مجزوم به «لام»؛ فاعل آن: ضمیر پنهان «هو»

عَمَلاً: مفعول مطلق نوعی؛ زیرا مصدر (موصوف) از جنس عامل است.

صالِحاً: صفت برای «عَمَلاً»
فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً: در جایگاه جزم، جواب شرط

وَ: حرف عاطفه به معنای حال

لا: حرف نهی

یُشْرِكْ: فعل مجزوم به «لا»؛ فاعل آن: ضمیر پنهان «هو»

بِعِبادَةِ: جارّ و مجرور، متعلّق به «یُشْرِكْ»

رَبِّ: مضافٌ‌الیه و مجرور

ه: مضافٌ‌الیه، در جایگاه جرّ

أحَداً: مفعولٌ‌بهِ فعل «یُشْرِكْ» است.

ب) أنَّ

۱. ﴿قُلْ یَا أیُّهَا الَّذِینَ هَادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أنَّكُمْ أوْلِیاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِینَ﴾۱

قُل: فعل امر؛ فاعل آن: ضمیر پنهان «أنتَ»

یا: حرف ندا

أيُّ: منادای نکره مقصوده، مبنی بر ضمّ، در جایگاه نصب، مفعولٌ‌‌به (برای فعل مقدّر «أدْعُو، أنادي»)

ها: حرف تنبیه

الّذِینَ: اسم موصول، جمع مذکر، در جایگاه رفع، صفت برای «أيُّ»

هادُوا: فعل و فاعل، جمله صله برای «الّذِینَ»، محلّی از اعراب ندارد.

إنْ: حرف شرط

زَعَمْتُم: فعل ماضی از افعال قلبی به معنای رجحان، در جایگاه جزم، فعل شرط؛ فاعل آن: ضمیر «تُم»

أنَّ: حرف مصدری و شبیه به فعل. این حرف با اسم (کُم) و خبر خود (أولیاءُ) در جایگاه نصب قرار دارد و جانشین دو مفعولِ فعل «زَعَمْتُم» شده است.

کُم: ضمیر متصل، در جایگاه نصب، اسم «أنَّ»

أوْلیاءُ: خبر «أنَّ»

لِلَّهِ: جارّ و مجرور، صفت برای «أولیاءُ»؛ زیرا جارّ و مجرور پس از نکره، صفت است.

مِنْ دُونِ: جارّ و مجرور، حال برای لفظ جلاله «الله»؛ زیرا جارّ و مجرور پس از معرفه، حال است.

النّاسِ: مضافٌ‌‌الیه و مجرور

فَ: حرف جواب

تَمَنَّوا: فعل امر؛ فاعل آن: ضمیر متصل «واو»

فَتَمَنَّوا: جمله در جایگاه جزم، جواب شرط

الْمَوتَ: مفعولٌ‌به و منصوب

إنْ: حرف شرط

کُنْتُم: از افعال ناقصه؛ اسم آن: ضمیر متّصل «تُم»

صادِقِینَ: خبر «کان»، منصوب به «یاء»

کُنْتُم صادِقِینَ: در جایگاه جزم، جمله شرط

جواب «إنْ» شرطیه محذوف است؛ زیرا جمله «فَتَمَنَّوا» دلیل جواب است؛ یعنی به جواب محذوف اشاره می‌کند.

آموزش زبان عربی