فارقلیط Paraclete
فارقلیط یا پارکلیت واژهای در کتاب مقدس که معنای آن کاملاً روشن نیست. در ادبیات مسیحی بیشتر به عنوان یک لقب برای روحالقدس دانسته میشود.
در پارسی ((فراخوان)) از زبان یونانی معمولی (پاراکلتوس یا parakletos) گرفته شدهاست که به معنای «کسی است که دلداری میدهد-تسلی بخش» یا «کسی که میانجی گری میکند-شفاعت کننده». این واژه از دو ریشه بخش پارا (فرا)+کالین (خوان) تشکیل شدهاست و بازتابی از واژهٔ عبری «مناههم» به معنای تسلی دهندهاست. بنابر فرهنگ لغت یونانی -انگلیسی عهد جدید و دیگر ادبیات مسیحی اولیهٔ ولتر بویر :معنی تکنیکی 'وکیل' نادر است. این واژه چند بار در عهد جدید، به عنوان لقبی برای روح القدس آمدهاست که در مبحث روح القدسشناسی مسیحی و تثلیث الهی، استفاده میشود.
در مسیحیت
این واژه به ویژه در انجیل یوحنا ذکر شدهاست (۱۴:۱۶، ۱۴:۲۶، ۱۵:۲۶، ۱۶:۷٬۲۰:۲۲) که در پارسی میتواند :مشاور، یاری رس، دلداری دهنده" ترجمه شود.کلیسای قدیم پارکلیت، را روح القدس میدانست (اعمال۱:۵، ۱:۸، ۲:۴، ۲:۳۸) و مسیحیان هنوز این نام را برای روح القدس بکار میبرند.
در ۱ یوحنا ۲:۱ «پارکلیت» را برای تشریح نقش میانجیگری عیسی مسیح بکار میرود؛ و در یوحنا ۱۴:۱۶ عیسی میگوید: «پارکلیت دیگری» برای یاری حواریانش خواهد آمد. ازینجا برمی آید که عیسی خود پارکلیت نخست است. در متی ۱۲-۳:۱۰ و لوقا ۱۷-۳:۹، یحیی تعمید دهنده میگوید که شخص قوی پس از او خواهد آمد که «شما را با روح القدس و آتش آن تعمید میدهد». چنگال پاک گرش، دستانش است. او خرمن اشکوب خود را صاف میکند. او گندم خود را به انبار میدهد، کاه را با آتش فروننشاندنی میسوزاند." آیاتی مانند این را اغلب مسیحیان در تثلیث الهی خود برای توصیف اینکه چگونه خداوند بر جهان آشکار میشود و نقش خداوند در رستگاری، بکار میبرند. بنابر اصول تثلیث، پارکلیت یا روح القدس، شخص سوم تثلیث است که به همراه موارد دیگر، هدایت و تسلی و حمایت را برای مردم تامین میکند. القاب دیگر روح القدس ازین قرارند: «روح الحق»(روان راستی)، روح روشن قادرالمطلقیت خدا، نفس القدس (دم پاک)، نفس قادر مطلق، دهندهٔ حیات، خداوندگار بخشش (ربالرحمه)، یاور، تسلی بخش، مشاور و حامی. برخی از مسیحیان قدیم شاید باور داشتهاند که خود عیسی پس از مرگ پیش پیروانش به عنوان روح و یاور بازگشت تا با ایشان سکنی گزیند. رنه جرارد، انسانشناس/فیلسوف مسیحی استدلال میکند که پارکلیت باید این چنین ترجمه شود: وکیل مدافعی که از بشر در برابر یورش اهریمن، دفاع میکند.
فارقلیط در اسلام
و (نیز) بخاطر این گفتهشان که «ما مسیح، عیسی پسر مریم، پیامبر خدا را کشتیم». در حالی که نه او را کشتند و نه به دار آوریختند، لکن امر بر آنها مشتبه شد، و هر آینه آنان که در (بارهٔ قتل) او اختلاف کردند، قطعاً از آن در شک هستند، و علم به آن ندارند و تنها از گمان پیروی میکنند و به یقین او را نکشتهاند.[۱]
از همان آغاز اسلام در قرن ۷ میلادی[نیازمند منبع] برخی از مسلمانان، محمد را به عنوان فارقلیط موعود مسیح شناختند. چراکه مدعی تشابهی میان واژهٔ پاراکلتوس (paraclutos, παράκλητος) به معنای دلداری دهنده و پریکلوتوس (periclutos, περικλυτος) به معنی برگزیده شدند، که پریکلوتوس میتواند با واژه احمد، نام دیگر محمد در قرآن ترجمه شود. آیهٔ قرآنی که مسلمانان به آن ارجاع میدهند این است.
و آنگاه که عیسی پسر مریم گفت: ای پسران اسرائیل! من فرستاده خداوند بر شمایم، تا تورات پیش از من را تصدیق کنم و مژده دهم شما را به پیامبری که پس از من خواهد آمد؛ که نامش احمد است؛ ولی آنگاه که او با نشانهای روشن میآید، آنان میگویند که این جادویی آشکار است.[۲]
مسلمانان هم چنین باور دارند که محمد میانجی یا شفیع در روز جزاست؛ و او را «شفیع هذه الامه» (میانجیگر این امت) مینامند.
علمای مسیحی بعد از اسلام وقتی به این آیات رسیدند فارقلیطا را بمعنی پاراكلتوس، كه بمعنی تسلی دهنده است و بر روح القدس اطلاق میشود ترجمه كردند تا بشارت ظهور محمدی را محو نمایند. لكن میتوان به ادله متعددی ثابت كرد كه فارقلیطا، روح القدس نیست بلكه همان پیامبر موعود است كه حضرت محمد باشد و نظریه علمای مسیحی مردود است زیرا آیات نقل شده بشارت از ظهور كسی پس از حضرت عیسی مسیح میدهد كه:
الف) آمدن او مشروط به رفتن مسیح بوده و آمدن روح القدس مشروط به چنین شرطی نبودهاست زیرا روح القدس بارها قبل از آن به حضور حضرت مسیح رسیده و پیام الهی آوردهاست و اگر چنین باشد سخن حضرت مسیح لغو خواهد بود كه فرمود تا من باشم او نخواهد آمد.
ب) او پارقلیطای دیگری است كه برای همیشه و تا انقراض جهان شخصیت و آئین اش بر بشریت حكومت می كند. اگر پارقلیطا روح القدس باشد پارقلیطای دیگر روح القدس دیگر است و این مطلب اعتقادات خود مسیحیان را زیر سؤال میبرد كه میگویند خدا در سه جزء پدر و پسر و روح القدس جلوه گر است. زیرا عده اقانیم را از ۳ به ۴ و بیشتر افزایش میدهد و این خود مخالف تثلیث مورد ادعای آنهاست.
ج) وی دربارهٔ مسیح شهادت داده او را تصدیق خواهد كرد. اگر روح القدس باشد لازم می آید كه او بر افرادی غیر از انبیاء الهی هم نازل شود و اینكه او آئین مسیح را تكمیل و ناگفتههای او را بیان خواهد نمود و آن حضرت را جلال و شكوه خواهد بخشید به بداهت عقل واضح است كه تكمیل آئین مسیح بر عهده پیامبران است نه روح القدس كه از ملائكه است و اگر قرار بود روح القدس این وظیفه را انجام دهد دیگر چه نیازی به هر كدام از انبیاء الهی بود.
د) روح القدس رئیس جهان نیست زیرا ریاست معنوی و روحانی بعهده انبیاء است و روح القدس بر مردم نازل نمیشود، تا مردم را به چیزی ملزم و از چیزی باز دارد.
البته مسلمانان به موضوع و روح القدس با جهانبینی اسلامی نگاه میکنند که ای نوع جهانبینی مورد پذیرش مسحیان نیست.
همچنین مسیحیان دلایلی را می آورند که نشان بدهند فارقلیط پیامبر اسلام نیست:
یک. در یوحنا فصل ۱۴ آیات ۱۶- ۱۷ می خوانیم که مسیح می فرماید:”من از پدرم درخواست خواهم کرد تا پشتیبان و تسلی بخش دیگری به شما عطا نماید که همیشه با شما بماند. این پشتیبان و تسلی بخش همان روح القدس است که شما را با تمام حقایق آشنا خواهد کرد.”
همان طور که قبلن ذکر شد، نقل قول یک آیه از کتاب مقدس بهطور ناقص یا بدون در نظر گرفتن کل متن، غالبن مفهومی کاملن اشتباه را به دست میدهد. مثلن حذف آیه ۱۷ از فصل ۱۴ انجیل یوحنا، میتواند به این تصور دامن بزند که مقصود مسیح از “تسلی دهنده دیگر” شاید پیشگویی ظهور پیامبر جدید باشد. در حالی که در آیه هفدهم به روشنی به روح القدس اشاره گردیده است.
فصلهای چهاردهم تا شانزدهم انجیل یوحنا دربارهٔ عملکرد روح القدس در زندگی ایمانداران مسیحی میباشد و هرگز دربارهٔ پیامبر دیگر اشاره و پیشگویی نشدهاست.
دو. در بیش از شش هزار نسخه دستنویس یونانی از عهد جدید، مطلقن حتی یک نسخه دستنویس وجود ندارد که به واژه ای غیر از تسلی دهنده یا مدافع نوشته شده باشد.
سه. تسلی دهنده که عیسی وعده داده بود میبایست همیشه با شاگردان و ایمانداران مسیحی بماند (آیه ۱۶)، ولی اکنون سیزده قرن است که پیامبر اسلام چشم از جهان فرو بسته است. بنابراین، او ویژگی خاص این تسلی دهنده را نداشت.
چهار. عیسی به شاگردانش گفت:”شما تسلی دهنده را می شناسید”، ولی شاگردان مسیح، پیامبر اسلام را نمیشناختند و نمیتوانستند بشناسند، زیرا او شش قرن بعد به دنیا آمد. عیسی هم چنین به شاگردانش گفت که تسلی دهنده در شما خواهد بود. پیامبر اسلام نمیتوانست در شاگردان مسیح باشد، زیرا آنان ششصد سال قبل از او زندگی میکردند و اطلاعی از او نداشتند.
پنج. عیسی به صراحت تأکید کرد که تسلی دهنده “به نام من” یعنی به نام عیسی فرستاده خواهد شد. با این توصیف، هیچ مسلمانی این را قبول ندارد که پیامبر اسلام توسط عیسی و به نام عیسی فرستاده شده باشد.
یکی از رسالتهای تسلی دهنده این است که عیسی مسیح را جلال دهد (یوحنا فصل ۱۶ آیه ۱۴). اما مطابق دیدگاه اسلام، پیامبر مسلمان برتر از عیسی و آخرین پیامبر است. در این صورت او عیسی را که پیش از او آمده و به عبارت دیگر در مرتبه پایین تری قرار دارد، جلال نمیدهد.
شش. سرانجام این که عیسی مسیح به صراحت بیان کرد که تسلی دهنده بعد از “اندک ایامی” خواهد آمد (اعمال رسولان فصل ۱ آیه ۵)، در حالی که تا ششصد سال بعد خبری از پیامبر اسلام نبود. چند روز بعد، روح القدس در روز پنطیکاست آمد (اعمال رسولان فصل دوم). مسیح به شاگردان گفت که در اورشلیم بمانید و منتظر روح القدس باشید (اعمال رسولان فصل ۱ آیه ۴). آیا شاگردان میتوانستند قرنها عمر کنند تا پیامبر اسلام را که در سرزمین دیگر و نه اورشلیم و سرزمین فلسطین، ظهور نمود، مشاهده کنند؟
با این توصیف، مسلمانان معتقدند که واژه یونانی “فارقلیط” مذکور در انجیل یوحنا فصل ۱۴ آیه ۱۶ به معنای احمد است. اما وقتی همین واژه را به دستگاه ترجمه گوگول (گوگول ترنسلیت) بدهید، چنین ترجمه میکند:”شفیع”، “میانجی”، “روح القدس”. این دقیقن همان کلمه ای است که در عهد جدید به کار برده شده. میتوانید تلفظ آن را نیز بشنوید. مسیح وعده نزول روح القدس را داد و ده روز پس از صعود او، روح القدس بر رسولان نازل شد.[۳]
برخی از جمله منتسر (مناتوس) در اواسط قرن دوم میلادی و مانی در سال ۲۱۰-۲۷۶ پس از میلاد ادعا کردند که فارقلیط موعود یوحنااند.
راهنمای آزمون ارشد و دکتری رشته علوم قرآن و حدیث+مطالب آموزنده قرآنی و حدیثی+علایق شخصی