وضعیت رجالی عنبسه بن مصعب
توثیق عنبسه بن مصعب[۱]
در مورد عنبسه توثیق صریح وجود ندارد اما در رجال کشی در مورد ایشان عبارتی بیان شده که برخی تصور کرده اند که دلالت بر وثاقت عنبسه می نماید.
در رجال کشی آمده است:
قال حمدویه: عنبسه بن مصعب ناووسی واقفی على أبی عبد الله (ع) و إنما سمیت الناووسیه برئیس کان لهم یقال له فلان بن فلان الناووس. علی بن الحکم عن منصور بن یونس عن عنبسه بن مصعب قال سمعت أبا عبد الله (ع) یقول: أشکو إلى الله وحدتی و تقلقلی من أهل المدینه حتى تقدموا و أراکم و أسر بکم فلیت هذا الطاغیه أذن لی فاتخذت قصرا فسکنته و أسکنتکم معی و أضمن له ألا یجیء من ناحیتنا مکروه أبدا. [۲]
در صدر این عبارت، حمدویه، عنبسه را ناووسی و واقفی معرفی کرده اما از ذیل عبارت مدحی استفاده میشود که امام علیه السلام با دیدار عنبسه و برخی دیگر از اصحاب، شادمان و مسرور می شده است. بعضی این مدح را کاشف از وثاقت وی می دانند.
اشکال مرحوم آیت الله خویی
مرحوم آقای خویی در مورد استدلال به این روایت برای اثبات وثاقت عنبسه دو اشکال ذکر کرده است:
الف)ناقل روایت خود عنبسه است پس استدلال به روایت موجب دور می شود.
ب) در رجال کشی، عنبسه به عنوان واقفی بر امام کاظم علیه السلام معرفی شده است. علاوه بر اینکه از این روایت تنها وثاقت عنبسه در دوران امام صادق علیه السلام استفاده می شود.[۳]
اشکال مرحوم امام
مرحوم امام در مورد اثبات وثاقت راوی بوسیله روایت خود او فرموده اند: در این نوع روایات نه تنها ظن به صدق حاصل نمی شود بلکه موجب حصول ظن به کذب می شود.[۴]
بررسی اشکالات
در پاسخ به اشکال اول مرحوم خویی باید دقت داشت که با توجه به اعتبار ظن در رجال و امکان حصول ظنّ با روایت خود راوی هرچند به ضم قرائن دیگر، می توان به روایتی که خود راوی در مدح و توثیق خویش از امام علیه السلام نقل کرده، تمسک کرد.
در پاسخ به اشکال مرحوم امام، باید به این نکته توجه کرد که نقل روایات مادحه توسط خود راوی امر کاملا طبیعی بوده و در آن مظنه کذب نیست به عنوان مثال اگر مجتهدی نسبت به شخصی اجازه اجتهاد دهد و یا در مورد او مدحی به کار برد؛ نقل این قضیه توسط او موجب ظن به کذب نمی شود. علاوه بر اینکه مدح موجود در روایت یک مدح ویژه ای نمی باشد.
به نظر می رسد اشکال دوم مرحوم آقای خویی وارد است زیرا این روایت نهایتا وثاقت عنبسه در دوران امام صادق علیه السلام رامی رساند. اما استقامت و وثاقت ایشان در دوران بعد از امام صادق علیه السلام را نمی توان با این روایت ثابت کرد. بنابراین برای اثبات وثاقت، باید دلیلی دیگر اقامه شود.
مرحوم آقای خویی به خاطر ورود عنبسه بن مصعب در اسناد کامل الزیارات او را توثیق می کند. ایشان در ابتدا تمام راویانی که در اسناد کامل الزیارات واقع شده اند را ثقه می دانستند که البته بعدا از این مبنا عدول کردند. به نظر ما هیچ یک از مبانی مطرح در مورد اسناد کامل الزیارات درست نبوده و از عبارت ابن قولویه نه توثیق مشایخ و نه توثیق منابع و نه توثیق راویان واقع در سلسله اسناد این کتاب استفاده نمی شود.
اثبات وثاقت عنبسه بن مصعب
وثاقت عنبسه بن مصعب را می توان از سه راه احراز کرد:
اکثار اجلاء
اجلای فراوانی که برخی از آنها از اصحاب اجماع نیز هستند، از عنبسه نقل روایت دارند و همین نشانگر ثقه بودن اوست. مانند ابان بن عثمان، ابن مسکان، ابن محبوب، جمیل، عبد الله بن بکیر، ابن ابی عمیر، صفّار و ….البته باید دانست که اکثار، صرفا وثاقت مروی عنه را ثابت می کند اما نمی توان ازآن، صحت مذهب را استفاده کرد.
روایت ابن ابی عمیر و صفوان
ابن ابی عمیر و صفوان هر دو از عنبسه نقل روایت کرده اند که به ترتیب زیر است:
رَوَى مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَنْبَسَهَ بْنِ مُصْعَبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ کُنَّ لَهُ[۵] ثَلَاثُ نِسْوَهٍ فَتَزَوَّجَ عَلَیْهِنَّ امْرَأَتَیْنِ فِی عَقْدَهٍ وَاحِدَهٍ…[۶]
صَفْوَانُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع وَ صَفْوَانُ عَنْ عَنْبَسَهَ بْنِ مُصْعَبٍ عَنْ سَمَاعَهَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا یَکُونُ طَلَاقٌ وَ لَا تَخْیِیرٌ وَ لَا مُبَارَاهٌ إِلَّا عَلَى طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ بِشُهُودٍ.[۷]
أَحْمَدُ بْنُ عَلِیٍّ الْقُمِّیُّ السَّلُولِیُّ، قَالَ حَدَّثَنِی أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ صَفْوَانَ، عَنْ عَنْبَسَهَ بْنِ مُصْعَبٍ، قَالَ:، قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع) أَیُّ شَیْءٍ سَمِعْتَ مِنْ أَبِی الْخَطَّابِ قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ إِنَّکَ وَضَعْتَ یَدَکَ عَلَى صَدْرِهِ وَ قُلْتَ لَهُ عِهْ وَ لَا تَنْسَ! وَ إِنَّکَ تَعْلَمُ الْغَیْبَ، وَ إِنَّکَ قُلْتَ لَهُ هُوَ عَیْبَهُ عَلِمْنَا وَ مَوْضِعُ سِرِّنَا أَمِینٌ عَلَى أَحْیَائِنَا وَ أَمْوَاتِنَا، قَالَ: لَا وَ اللَّهِ مَا مَسَّ شَیْءٌ مِنْ جَسَدِی جَسَدَهُ إِلَّا یَدَه…[۸]
باید دانست که تمسک به نقل صفوان و ابن ابی عمیر بر وثاقت یک راوی متوقف بر این است که صغرویا نقل روایت، ثابت شده باشد. نقل ابن ابی عمیر از عنبسه ثابت بوده و طریق به صفوان در نقل اول از عنبسه نیز صحیح است.[۹] اما در طریق به صفوان در رجال کشی، احمد بن علی قمی سلولی وارد شده که وثاقتش ثابت نیست. اما به هر حال، طبق در دو سند اول، نقل صفوان و ابن ابی عمیر از عنبسه ثابت بوده و بنابر مبنای توثیق مشایخ ابن ابی عمیر و صفوان، وثاقت عنبسه بن مصعب ثابت می شود.
روایت جعفر بن بشیر از عنبسه
جعفر بن بشیر نیز از عنبسه روایت نقل کرده است.
عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ صَالِحِ بْنِ السِّنْدِیِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِیرٍ عَنْ عَنْبَسَهَ بْنِ مُصْعَبٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْقَلِیلُ یَبْدَءُونَ الْکَثِیرَ بِالسَّلَامِ وَ الرَّاکِبُ یَبْدَأُ الْمَاشِیَ وَ أَصْحَابُ الْبِغَالِ یَبْدَءُونَ أَصْحَابَ الْحَمِیرِ وَ أَصْحَابُ الْخَیْلِ یَبْدَءُونَ أَصْحَابَ الْبِغَالِ.[۱۰]
به نظر ما، نقل جعفر بن بشیر با توجه به کلام نجاشی که درباره او میگوید: “روی عن الثقات و رووا عنه[۱۱]دلیل بر وثاقت اوست.
اشکال به وثاقت عنبسه با توجه به مذهب او
در مورد قرینه دوم و سوم اشکالی به ذهن می رسد که مطابق نظرحاج آقای والد، ثقه علی وجه الاطلاق در کلام اصحاب علاوه بر وثاقت، دالّ بر صحت مذهب نیز بوده و ثقه به معنای امامی صدوق ضابط است. مطابق این بیان، «لا یروون و لا یرسلون الا عن ثقه» و «یروی عن الثقات و رووا عنه» دالّ بر امامی بودن مروی عنه صفوان، ابن ابی عمیر و جعفر بن بشیر است؛ در حالی که عنبسه بن مصعب مطابق نقل حمدویه، ناووسی است.
جواب اشکال
اولا: می توان بین این دو شهادت جمع عرفی کرد و قائل شد که عنبسه در ابتدا ناووسی بوده اما پس از مدتی از عقیده باطل خویش بازگشته و جعفر بن بشیر، ابن ابی عمیر و صفوان در زمان استقامت از او نقل روایت کرده اند. مانند فطحیه که بسیاری از شیعیان پس از وفات امام صادق علیه السلام به علت این که عبد الله افطح پسر بزرگتر امام صادق علیه السلام بود، به امامت او معتقد شدند اما بسیاری از آنها در زمان حیات عبد الله افطح به علت شناخت بیسوادی عبد الله افطح از اعتقاد خود بازگشته اند و عده ای نیز پس از وفات عبد الله افطح توبه کردند و تنها عده کمی بر فطحیت باقی ماندند. درباره ناووسیه نیز این احتمال وجود دارد که پس از مدتی برخی از ناووسیه از اعتقاد خویش بازگشته باشند. حتی در صورتی که کلام حمدویه صحیح بوده و ظهور در بقاء عنبسه بر ناووسی بودن داشته باشد، با توجه به نقل روایت ابن ابی عمیر، صفوان و جعفر بن بشیر از او، از این ظهور رفع ید کرده و حمل بر توبه عنبسه می کنیم. به خصوص آنکه دوره معمولی نقل حدیث این سه راوی معروف حدود ۱۰ سال پس از وفات امام صادق علیه السلام است و کاملا طبیعی است که در این زمان عنبسه توبه کرده و پس از توبه، از او نقل روایت کرده باشند.
مؤید این جمع عرفی کلام شیخ است که در رجال، عنبسه را از اصحاب الکاظم علیه السلام شمرده [۱۲] است. ظاهر اصحاب الکاظم علیه السلام بودن، اعتقاد به امامت امام کاظم علیه السلام است در حالی که ناووسیه بر امامت امام صادق علیه السلام وقف کرده و امامت امام کاظم علیه السلام را قبول نداشته اند.
ثانیا: بر فرض که تعارض این دو شهادت مستقر باشد، اما این تعارض مانعی برای صحت تمسک به شهادت ابن ابی عمیر، صفوان و جعفر بن بشیر بر وثاقت عنبسه بن مصعب نیست زیرا شهادت این سه انحلال داشته و به شهادت به وثاقت، شهادت به صحت مذهب و شهادت به ضبط منحل می شود. حال اگر شهادت به صحت مذهب به علت تعارض با کلام حمدویه اعتبار نداشته باشد، اما دو شهادت دیگر اعتبار داشته و باید به آن اخذ کرد.
بنابراین عنبسه یا امامی ثقه است و یا ناووسی ثقه هر چند به نظر می رسد اصل بقای عنبسه بر ناووسی بودن محلّ تردید باشد و باید روایات او را صحیح قلمداد کرد.
[۱] تحقیق از آقای شهاب اسکندری، بر گفته از درس خارج رجال حضرت استاد سید محمد جواد شبیری زنجانی دامت برکاته
[۲] اختیارمعرفه الرجال ج،ص۳۶۵
[۳] معجم رجال الحدیث،السید الخویی ج۳ ص۱۶۳
[۴]کلیات فی علم الرجال السبحانی ،ص۱۵۲
[۶] من لایحضره الفقیه ج۳ص۴۲۰
[۷] الکافی ج۶ص۱۴۳
[۸] رجال الکشی ص۲۹۱حدیث ۵۱۵
[۹] طریق به صفوان نیز این گونه است: مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ جَمِیعاً عَنْ صَفْوَانَ
[۱۰] الکافی ج۲ص۶۴۶
[۱۱] رجال النجاشی ص ۱۱۹
[۱۲] رجال الطوسی ص۳۴۰
راهنمای آزمون ارشد و دکتری رشته علوم قرآن و حدیث+مطالب آموزنده قرآنی و حدیثی+علایق شخصی