خدا و مسألهٔ شر

(سخنرانی سید حسین نصر درباب مسألهٔ شر و وجود خدا)

Seyyed Hossein Nasr – Why does evil exist?

بیرون‌نویسی محمد نورالهی (با اندکی تصحیح)

منبع:

https://m.youtube.com/watch?v=mLZ6zrPy6oo

https://t.me/denkerfahr/1315

واژه تئودیسه اصطلاحی فنی است که به بیش از یک معنا به کار می‌رود. اما معنای آن در انگلیسی امروز این پرسش است که «یک خدای خیرخواه چگونه میتواند جهانی بیافریند که پر از شر است؟»

قبل از هر چیز به شما بگویم و به دانشجویان خودم نیز یاداوری کنم که حقیقت بسیار مهم این است که در تاریخ ادیان بسیاری از مردم غرب به علت ناتوانی در حل این مسأله به ضدیت با خدا، دین و مسیحیت پرداختند. برتراند راسل در کتاب «چرا من مسیحی نیستم؟» و ‌فلاسفهٔ دیگر در کتابهای دیگر و‌ حتی مردم عادی که در زندگی ملاقات می‌کنید ممکن است به خدا ناباورمند باشند به این دلیل که در جهان شر وجود دارد. هولوکاست این چالش بسیار بسیار عظیم را برای الهی‌دانان و اندیشمندان یهودی و‌ نیز یهودیان عادی قرار داد که چرا چنین تراژدی بزرگی به وقوع پیوست. اما خارج از جهان غرب من حتی «یک» نفر را هم نمی‌شناسم که به خاطر این مسأله از دین خارج شده باشد. این حقیقت بسیاری جالبی است. نه تنها درمورد مسلمانان بلکه هندوها، بوداییان و شینتوها و‌ پیروان کنفسیوس و یهودیان شرقی همگی. علت این که این مسأله در مسیحیت غربی تا این حد بزرگ شده و باعث جدایی بسیاری از مردم از دین شده این است که آنها نمی‌خواهند درک کنند که «جهان خدا نیست». بحثی مابعدالطبیعی پشت این قضیه است.

جهان خلق شده است. خلقت بر جدایی از خدا دلالت دارد و تنها خدا خیر است. بنابراین جدایی جهان از خدا به معنی فاصله گرفتن از خیر است و درواقع این ریشهٔ شر است.

اندیشمندان اسلامی آثار بسیار بسیار عمیقی دربارهٔ مسألهٔ شر نگاشته اند به‌خصوص ابن‌عربی و رومی و‌ دیگر صوفیان بزرگ، همچنین الاهی‌دانانی چون غزالی که هم صوفی بود و ‌هم الاهی‌دان.

چرا این باید مسأله باشد؟ اگر خدا تنها خیر مطلق است پس هیچ چیز دیگری نمی‌تواند سراسر خیر باشد زیرا چیز دیگری نمی‌تواند خدا باشد. پس سؤالی که باید مردم بپرسند این است که چرا خدا جهان را آفرید. پرسش واقعی این است نه اینکه چرا در جهان شر وجود دارد.

جهان همیشه جهان بوده (نه چیزی دیگر) یا یه عبارت دیگر «الدنیا [هی] الدنیا» و نباید انتظار کمال (مطلق) از دنیا داشت زیرا دنیا خدا نیست. پرسش عمیقتر این است که چرا خدا جهان را آفرید. اسلام برای این پاسخی دارد. بسیاری از الاهی‌دانان مسیحی پاسخ داده اند که این یک راز است یا خدا به جهان عشق می‌ورزد و به همین علت آن را آفرید و‌ پسر خود را به آن بخشید همانطور که عهد جدید می‌گوید.

در اسلام حدیث معروفی وجود دارد که می‌گوید «خدا قصد داشت که شناخته شود بنابراین جهان را آفرید تا شناخته شود»(۱) و جهان بروز خداست، «خودنمایی خدا»ست؛ آخری عنوان یکی از کتابهای شگفت‌انگیز ویلیام چیتیک است «بازنمایی خدا»

the self-disclousure of God
جهان خودنمایاندن خداست. خدا «نیازمند» needs آشکار شدن است زیرا نامحدود است و نامحدود بودن خدا امکان آشکار شدن و خلقت را شامل می‌شود (یا اقتضای نامحدود بودن... آشکار شدن و خلقت است must include) .

برای من ریشهٔ درک اینکه چرا جهان وجود دارد اینجاست تا برای پرسش‌های عمیق مابعدالطبیعی آماده شوم و بیش از این تحقیق کنم. اما نکتهٔ مهم برای مخاطبین این است که بدانند اندیشمندان اسلامی و مردم عادی هرگز با این مسأله از نظر دینی به مشکل برنخوردند.

هیچ رانندهٔ تاکسی‌ای در قاهره وجود ندارد که در تنگدستی شدیدی به سر ببرد و‌ مجبور باشد ۱۶ ساعت در روز کار کند تا خوراک ۱۲ نفر را تهیه کند برای خواهرش، خواهر همسرش و‌ مادربزرگش و همگی خانواده منتظر باشند تا او نانی برساند و در این حال بگوید: «آه! چه دنیای وحشتناکی، پر از بی عدالتی است» و بدون اینکه از اقدامات دولت در حق خود چیزی بگوید اظهار کند که «خدایی در کار نیست». امر مهم این است که مسألهٔ شر هرگز باورهای آنها را به چالش نمی‌کشد. چه باور به خیرخواهی خدا و چه قدرت مطلق خدا. اما تبیین (نهایی) مسأله در حوزهٔ خداشناسی و به‌ ویژه مابعدالطبیعه بوده است.

---------------------------------
۱) اشاره به عبارت صوفیانهٔ «کنتُ کنزاً مخفیاً فأحببت أن أعرف و خلقتُ الخلق لکی أعرف» منسوب به حضرت داوود. این عبارت در منابع حدیثی نیامده است.

برای تفسیر عمیقتر و‌ بهتر و قرآنی‌تری از چرایی خلقت و مسألهٔ شر نک.

http://denkenserfahrung.blogfa.com/post/96

مطلب مرتبط: http://drmostafavi.blogfa.com/post/2548