نهج‌‌البلاغة صبحی صالح|Nahj Al-balagha Sobhi Saleh

نهج البلاغة امام على(ع)، گردآورى‌شده توسط ابوالحسن محمد بن حسین بن موسى، معروف به سید رضى (متوفى 406ق)، از متون روایى شیعه با صبغه ادبى - بلاغى است که از زمان تألیف تاکنون مورد توجه دانشمندان شیعه و سنى قرار گرفته و درباره آن پژوهش‌هاى فراوانى صورت گرفته است.

عنوان «أخ القرآن» براى این اثر، حکایت از اهمیت فراوان آن نزد شیعیان دارد. از این کتاب شریف، نسخه‌هاى متعددى وجود دارد که نسخه صبحى صالح از جمله نسخ‌هاى معاصر و مورد اعتماد شیعه و سنى است.

معرفی اجمالی

نهج البلاغة، توسط سید رضى، از علمای قرن چهارم هجری گردآوری شده است. او در مقدمه کتابش هدف از گردآوری این کتاب را بازگو نموده، و مى‌گوید: «در آغاز جوانى شروع به تألیف کتابى درباره خصائص ائمه(ع) نمودم که مشتمل بر سخنان برگزیده و سایر خصوصیات ائمه دوازده‌گانه(ع) بوده باشد... از ذکر ویژگى‌هاى حضرت امیر(ع) فارغ گردیدم، ولى حوادث روزگار، مرا از اتمام بقیه کتاب مانع شد... در فصل آخر از فصول آن تنها کلمات کوتاه آن حضرت را نوشته بودم. برخى از دوستان، آن را دیدند و بسیار پسندیدند، سپس از من تقاضا کردند که کتابى بنویسم مشتمل بر گزیده‌اى از سخنان آن حضرت در همه فنون، اعم از خطبه‌ها و نامه‌ها و مواعظ و... درحالى‌که آنها مى‌دانستند که چنین کتابى از لحاظ شاهکارهاى فصاحت و بلاغت و گوهرهاى درخشان ادب عربیت، بى‌مانند خواهد بود... من هم تقاضاى ایشان را پذیرفتم و این کتاب را نوشتم و نامش را «نهج البلاغة» گذاشتم [۱].

ساختار

کتاب با مقدمه‌اى به قلم محقق اثر در تبیین سیره امام على(ع)، موضوعات «نهج البلاغة» و مزایاى نسخه حاضر آغاز شده است. مؤلف نیز در مقدمه، به انگیزه نگارش، مباحث و نام اثر اشاره کرده است. متن اثر، منتخبى از خطبه‌ها و مواعظ، نامه‌ها و حکمت‌ها و کلمات کوتاه حضرت است که در قالب 241 خطبه، 79 نامه و 480 حکمت آمده است. البته تعداد خطبه‌ها در برخى نسخه‌ها 239 خطبه ذکر شده است.

سید رضى بنا به دلایلى، در نقل خطبه‌ها، نامه‌ها و حکمت‌هاى «نهج البلاغة» از ذکر منبع خوددارى کرده و جز در مواردى معدود - جمعا 16 مورد - از مأخذى یاد نکرده است [۲].

گزارش محتوا

بخش‌هاى سه‌گانه «نهج البلاغة» بدین ترتیب است:

خطبه‌ها: مجموعه سخنرانى‌هاى امام على(ع) بوده است. در اغلب موارد، مرحوم سید رضى بخشى از یک خطبه را نقل مى‌کند. در «نهج البلاغة» این فصل با عنوان «باب المختار من خطب أمیرالمؤمنین(ع)» آمده است.
نامه‌ها: این بخش، حاوى تعدادى از نامه‌هاى امام على(ع) به دوستان، دشمنان، فرمانداران نظامى، استانداران و دیگر مسئولان کشورى است که با عنوان «الکتب» یا «الرسائل» آمده است.
حکمت‌ها: نویسنده در این بخش، کلمات کوتاه و احیاناً مفصل و شبیه به یک خطبه را گردآورى کرده است. اما همه‌ى کلمات قصار حضرت همین‌ها نیست؛ زیرا تنها علامه آمدى (متوفى 885ق، 381 سال پس از تألیف نهج البلاغة)، پس از بررسى منابع روایى، حدود 51 هزار کلمه‌ى حکمت‌آمیز از امام(ع) را شناسایى و در کتاب «غرر الحکم» جمع‌آورى نموده است. هریک از کلمات قصار، گنجینه‌اى از معرفت و چراغى فرا راه بشریت است. این سخنان، حاوى صدها مطلب و عنوان مفید و مهم مى‌باشد که به نیازهاى فکرى فرد و جامعه پاسخ مى‌دهد [۳].

از بخش‌هاى سه‌گانه کتاب، موضوعات مختلفى را مى‌توان استخراج نمود که از آن جمله است:

1. الهیات و ماوراءالطبیعه؛ 2. سلوک و عبادت؛ 3. حکومت و عدالت؛ 4. اهل‌البیت و خلافت؛ 5. موعظه و حکمت؛ 6. دنیا و دنیاپرستى؛ 7. حماسه و شجاعت؛ 8. ملاحم و مغیبات؛ 9. دعا و مناجات؛ 10. شکایت و انتقاد از مردم زمان؛ 11. اصول اجتماعى؛ 12. اسلام و قرآن؛ 13. اخلاق و تهذیب نفس؛ 14. شخصیت‌ها و یک سلسله مباحث دیگر [۴].

بى‌هیچ تعصب باید اعتراف کرد که نامه‌ها و گفتارهاى امیرالمؤمنین على(ع) پس از قرآن کریم، عالى‌ترین نمونه نثر مصنوع عربى است. این حقیقتى است که ادیبان و مترسلان در زبان و ادبیات عرب از هزار سال پیش تا امروز بدان اعتراف کرده‌اند و آنچه سبب شد ادیبان عرب و جز عرب از قرن سوم هجرى به گردآورى فقره‌هاى کوتاه سخنان امام توجه کنند، همین زیبایى‌هاى لفظى و معنوى این گفته‌هاست [۵].

به حقیقت باید گفت: شرایط سخنورى - که توافق سخن با اوضاع و احوال است - براى هیچ ادیبى مانند على(ع) جمع نشده است؛ زیرا سخنان وى پس از قرآن، بزرگ‌ترین نمونه‌ى بلاغت است؛ سخنانى است کوتاه و آشکار، اما نیرومند و جوشان... در اثر هم‌آهنگى الفاظ و معانى و اغراض، به‌صورت کاملاً رسایى درآمده است. انعکاس آن در گوش آدمى، شیرین و اثرش با تحریک احساسات، توأم است، به‌ویژه هنگامى که به‌منظور حمایت از بینوایان و ستمدیدگان، درباره‌ى منافقان و حیله‌گران و دنیاپرستان سخن به میان آید. بنابراین روش على(ع) در سخنورى بسان عقل و اندیشه‌اش، روشن و مانند وجدانش صحیح و درست است؛ پس شگفت نیست سخنان وى شاهراه سخنورى تلقى شود [۶].

از جمله ویژگى‌هاى ممتاز «نهج البلاغة»، جامعیت آن است. این ویژگى، اعجاب همه بزرگان را در طول تاریخ برانگیخته است. نگاهى به موضوعات «نهج البلاغة» نشان مى‌دهد که این کتاب صرفاً به یک موضوع نپرداخته است، بلکه کتابى است فراهم‌آمده از مباحث مختلف و گوناگون.

خواننده «نهج البلاغة»، در یک قسمت خود را در مقابل شخصیتى مى‌یابد که با عالى‌ترین روح نیایش در محراب عبادت چنان مشغول راز و نیاز با خداى خویش است که از خود هیچ نمى‌شناسد و در فرازى دیگر خود را در مقابل شخصیتى مى‌نگرد که در میدان جنگ، بى‌هیچ محابا به نبردى سخت مشغول است و شمشیرش هرگز خطا نمى‌کند و زمانى دیگر خود را در حوزه درسى حکیمى عارف مى‌یابد که گوهرهاى حکمت و عرفان و مباحث سنگین توحید و معاد را تبیین مى‌نماید و گاه خود را در محضر سیاست‌مدارى عادل مى‌یابد که حقوق متقابل مردم و حکومت و آیین مدیریت جامعه را در گفتار و عمل مى‌آموزد و زمانى خود را در محضر قاضى حاکمى مى‌یابد که به امر قضاوت مشغول است. از سید رضى مؤلف «نهج البلاغة» تا محمد عبده مفتى مصر و همه کسانى که با این کتاب آشنایى دارند، جملگى از این ویژگى متحیر و مبهوتند [۷].

این تألیف تاکنون مورد توجه دانشمندان شیعه و سنى قرار گرفته و درباره آن پژوهش‌هایى صورت گرفته است. از جمله این کارها، نوشتن شرح‌هایى است که از سوى دانشمندان بر این کتاب نوشته شده است و درباره فراوانى این شرح‌ها باید گفت که پس از قرآن کریم، هیچ کتابى به‌مانند «نهج البلاغة» مورد توجه ادیبان و شارحان حدیث واقع نشده است. از مهم‌ترین این شروح، شرح ابن ابى‌الحدید (متوفى 656ق) است. ابن ابى‌الحدید معتقد است که در میان اصحاب پیامبر(ص)، کسى از جهت فصاحت و بلاغت به پاى على(ع) نمى‌رسد و همین موضوع سبب برترى کلام على(ع) بر کلام و سخن هر کس دیگر است. او تصریح مى‌کند: «و اما درباره فصاحت او باید گفت که آن حضرت پیشواى فصیحان و سرور بلیغان است و درباره کلام او گفته‌اند که پایین‌تر از کلام خدا و برتر از کلام مردم است و بلکه مردم به‌واسطه على(ع) آیین خطبه‌سرایى و کتابت را آموختند». او به همین ترتیب در شرح خطبه 216 سخنى از معاویه را ذکر مى‌کند که: «و الله ما سنّ الفصاحة لقریش غیره»؛ «به خدا هیچ‌کس فصاحت را براى قریش غیر او پایه‌گذارى نکرد» و پس از ذکر نامه 35 «نهج البلاغة» مى‌نویسد: «فصاحت را ببین که چگونه افسار خود را به این مرد داده و مهار خود را به او سپرده است. نظم عجیب الفاظ را تماشا کن، یکى پس از دیگرى مى‌آیند و در اختیار او قرار مى‌گیرند، مانند چشمه‌اى که خودبه‌خود و بدون زحمت و تکلف از زمین بجوشد» [۸].

امام على(ع) در مواردى از سخن خود به آیات قرآن کریم استشهاد مى‌فرموده، که سید رضى برخى از آنها را در «نهج البلاغة» آورده است. دکتر صبحى صالح که در شرح «نهج البلاغة» خویش فهرستى براى آیات قرآنیه تنظیم کرده است، 108 مورد را نام مى‌برد که در برخى از آنها به چند آیه استشهاد شده است و گاهى به قسمتى از یک آیه اشاره شده است [۹].

وضعیت کتاب

«نهج البلاغة» صبحى صالح، یکى از نسخ معتبر «نهج البلاغة» است که موضوع‌بندى ارزشمندى از این کتاب شریف به دست داده است. صبحى صالح علاوه بر تصحیح، در پایان حدود 245 موضوع را به‌عنوان موضوعات عامّه ذکر کرده است.

در انتهاى «نهج البلاغة» صبحى صالح، فهارس ذیل به ترتیب آمده است که خواننده و پژوهشگر را در یافتن موضوع مورد نظرش مدد مى‌رساند: 1. الفاظ غریب؛ 2. موضوعات عامه به ترتیب حروف الفبا؛ 3. خطبه‌ها و انواع آن‌ها؛ 4. نامه‌ها و انواع آن‌ها؛ 5. آیات قرآنى؛ 6. احادیث نبوى؛ 7. عقاید دینى؛ 8. احکام شرعى؛ 9. عبارات شبه فلسفى و کلامى؛ 10. تعالیم و وصایاى اجتماعى؛ 11. ادعیه و ابتهالات؛ 12. اشعار؛ 13. اعلام مرد و زن و قبایل و طوایف؛ 14. حیوانات؛ 15. گیاهان؛ 16. ستارگان و افلاک؛ 17. معادن و جواهرات؛ 18. اماکن و شهرها؛ 19. وقایع تاریخى؛ 20. فهرست تفصصیلى مطالب کتاب.

منابع مقاله

1. مقدمه و متن کتاب.

2. معارف، مجید، «روش‌هاى ابن ابى‌الحدید در اثبات اصالت نهج البلاغة»، پایگاه مجلات تخصصى نور، مجله مقالات و بررسى‌ها، پاییز و زمستان 1383، شماره 76 (دفتر اول)، ص135 تا 156، به آدرس اینترنتى:

http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/71495 .

3. شهیدى، سید جعفر، «بهره ادبیات از سخنان على(ع)»، نرم‌افزار دانشنامه علوى، یادنامه کنگره هزاره نهج البلاغة، مقاله دهم، قم، بنیاد نهج البلاغة، چاپ اول، 1360.

4. جرداق، جورج، بخشى از زیبایى‌هاى نهج البلاغة، ترجمه محمدرضا انصارى، تهران، کانون انتشارات محمدى، چاپ اول، 1373.

5. شیرزاد، امیر، «آشنایى با نهج البلاغة: عظمت و جامعیت نهج البلاغة»، پایگاه مجلات تخصصى نور، مجله رشد آموزش معارف اسلامى، زمستان 1378، شماره 40، ص17 تا 21، به آدرس اینترنتى:

http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/197886 .

6. مطهرى، مرتضى، سیرى در نهج البلاغة، تهران، صدرا، چاپ بیست‌وسوم، تیر 1379.

7. حق‌پناه، رضا، «نهج البلاغة، بزرگ‌ترین سند ماندگارى امامت و ولایت»، پایگاه مجلات تخصصى نور، مجله پژوهش‌هاى اجتماعى اسلامى، آذر و دى 1389، شماره 85، ص5 تا 54، به آدرس اینترنتى:

http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/751405

پانویس

ر.ک: مقدمه مؤلف، ص34-33

ر.ک: معارف، مجید، 141

ر.ک: حق‌پناه، رضا، ص15-13

ر.ک: مطهرى، مرتضى، ص47

شهیدى، سید جعفر، ص202

جرداق، جرج، ص56

ر.ک: شیرزاد، امیر، ص1920

ر.ک: معارف، مجید، ص139-136

ر.ک: فهرست آیات، ص802-796