مُخَیْریق دانشمندی یهودی در عصر پیامبر اسلام(ص) بود که در جنگ اُحُد، به شهادت رسید. او از قبیله خود خواست تا پیامبر(ص) را در جنگ احد یاری کنند اما آن‌ها نپذیرفتند و به‌تنهایی به یاری پیامبر رفت.

مخیریق، اموال خود را که شامل حیطان سبعه (باغ‌های هفت‌گانه) بودند به پیامبر(ص) واگذار کرد. پیامبر نیز این باغ‌ها را وقف کرد یا صدقه داد. بعد از وفات پیامبر، فاطمه(س) از ابوبکر درخواست کرد که اموال باقی‌مانده از پیامبر از جمله فدک و این باغ‌ها را در اختیار او بگذارد اما با مخالفت خلیفه مواجه شد؛ البته بعدها با مطالبه امام علی(ع) و عباس بن عبدالمطلب اداره این باغ‌ها از سوی عمر بن خطاب به امام علی(ع) واگذار شد.

به گزارش منابع تاریخی، مخیریق مسلمان از دنیا رفت؛ اما بنا بر نقلی او بر دین اسلام نمرده است. ستایش پیامبر(ص)‌ که او را جلودار و بهترین یهود می‌دانست را نشانه‌ای بر اسلام او می‌دانند.

تبار و جایگاه

مخیریق را از بزرگان یهود،[۱] فردی عالم[۲] و از اَحبار به معنای دانشمندان اهل‌کتاب[۳] قلمداد کرده‌اند.[۴] پیامبر(ص) او را از بهترین یهودیان دانسته است.[۵] زِرِکْلی شخصیت‌نگار قرن چهاردهم قمری و دیگران او را از اصحاب پیامبر شمرده‌اند.[۶] و در الاصابه فی تمییز الصحابه از منابع صحابه‌نگاری شرح حال او آمده است.[۷]

مخیریق را فردی ثروتمند شمرده‌اند[۸]که اموال فراوان[۹] و باغ‌های زیادی[۱۰] داشته است.

مخیریق از قبیله بنی‌نَضیر[۱۱] یا بنی‌فِطْیَون[۱۲] و به صورت جزئی‌تر از بنی‌ثَعْلَبة بن فطیون[۱۳] شمرده شده است. برخی نیز او را از بنی‌قَینُقاع[۱۴] و حتی رئیس این قبیله[۱۵] دانسته‌اند. از او با لقب نَضْری،[۱۶] اسرائیلی[۱۷] و یهودی[۱۸] یاد شده است.

شرکت در جنگ احد و شهادت

بر اساس گزارش‌های منابع تاریخی، مخیریق در جنگ احد شرکت کرد.[۱۹] ابن‌هشام تاریخ‌نگار قرن دوم و سوم قمری، گزارش کرده است که مخیریق قبل از جنگ احد از قوم خود خواست که پیامبر را یاری کنند. آنان در جواب گفتند که امروز شنبه است و ما کاری انجام نمی‌دهیم. مخیریق پاسخ داد که مراعات روز شنبه در چنین شرایطی لازم نیست و به یاری پیامبر شتافت.[۲۰] [یادداشت ۱] واقدی و بَلاذُری از تاریخ‌نگاران آورده‌اند که مخیریق در این گفت‌وگو قسم یاد کرد که یهودیان می‌دانند محمد پیامبر خداست.[۲۱]

مخیریق در جنگ احد به شهادت رسید.[۲۲] با این حال در ترجمه ی کتاب الطرائف فی معرفة مذهب الطوائف نوشته سید بن طاووس آمده است که مخیریق به مرگ طبیعی از دنیا رفت.[۲۳]

واگذاری اموال به پیامبر اسلام

مخیریق وصیت نمود تا اموالش به پیامبر اسلام(ص) برسد.[۲۴] بر اساس گزارش منابع، مخیریق این وصیت را در هنگام حرکت برای جنگ احد انجام داد که در صورت مرگ، اموالش به پیامبر منتقل گردد.[۲۵] البته برخی گفته‌اند که وصیت اموال در هنگام شهادت بوده است.[۲۶] بلاذری در اَنساب الاَشراف گزارشی آورده‌ است که مخیریق در حال حیات، اموال خود را به پیامبر بخشید.[۲۷] این گزارش در قاموس الرجال اثر محمدتقی شوشتری (درگذشت ۱۴۱۶ق) نیز نقل شده است.[۲۸] بعضی از محققان هم آورده‌اند که او در هنگام اعلان اسلام خویش، تمامی اموال خود را به پیامبر بخشید.[۲۹]

پیامبر اسلام(ص) اموال مخیریق را به عنوان صدقه قرار داد.[۳۰] چنان‌که یک بخش[۳۱] و حتی قسمت عمده‌ای[۳۲] از صدقات رسول خدا(ص) را همین اموال دانسته‌اند. بعضی ادعا کرده‌اند که تمام صدقات پیامبر، قبلاً متعلق به مخیریق بوده است.[۳۳] همچنین برخی گفته‌اند که پیامبر اموال مخیریق را وقف کرد.[۳۴] بدین سبب اولین وقف را همین اموال دانسته‌اند که به دست رسول خدا(ص) از طرف مخیریق[۳۵] یا مستقیماً توسط مخیریق انجام گرفت.[۳۶]

باغ‌های هفت‌گانه

اموال مخیریق را هفت باغ دانسته‌اند که عبارت بودند[یادداشت ۲] از: مِیْثَب، صافیَه، الدَّلال، حُسْنی، بُرْقُه، اَعْواف و مَشْرَبَة اُم‌ ابراهیم.[۳۷] باغ‌های فوق که با نام حوائط رسول خدا(ص) شناخته می‌شد،[۳۸] شامل بهترین نخل‌های منطقه مدینه بود.[۳۹] بر اساس گزارش‌ها، حضرت فاطمه(س) بعد از وفات پیامبر اسلام(ص) از ابوبکر خواست تا اموال به جای مانده از پیامبر را به او تسلیم کند که از جمله آن‌ها فدک و باغ‌های هفت‌گانه بودند که با مخالفت ابوبکر مواجه شد.[۴۰] این مسئله سبب غضب فاطمه زهرا(س) گردید.[۴۱] در دوران خلیفه دوم، امام علی(ع) و عباس بن عبدالمطلب این اموال را از عمر مطالبه کردند که خلیفه به غیر از مزارع منطقه فدک و خیبر، اموال دیگر از جمله این باغ‌ها را به امام واگذار کرد.[۴۲] بعدها این باغ‌ها به فرزندان حضرت فاطمه(س) منتقل شد.[۴۳]

ابوبَصیر از امام باقر(ع)‌ روایت کرده است که حضرت فاطمه(س) اداره باغ‌های هفت‌گانه را به امام علی(ع) و سپس امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و سپس بزرگ‌ترین نواده از نسل خود در هر زمان وصیت کرده بود. مشابه این روایت از امام صادق(ع) نیز گزارش شده است.[۴۴]

دین

بنا بر گزارش منابع تاریخی مخیریق پیامبر اسلام(ص) را با توجه به علم خود نسبت به کتاب‌های آسمانی به‌صورت کامل می‌شناخت، اما علاقه به یهودیت اجازه ابراز حقیقت را به او نمی‌داد.[۴۵] بعضی بر این اعتقادند که وی بر اساس بشارت کتاب‌های آسمانی به خاتمیت پیامبر اسلام معتقد بود و علاقه داشت تا اولین مسلمان باشد ولی به سبب جلوگیری از درگیری با بزرگان یهود از این کار امتناع کرد[۴۶] تا این‌که در روز جنگ احد مسلمان شد.[۴۷] منابع پرشماری به اسلام آوردن او تصریح کرده‌اند.[۴۸] گفته شده او بعد از ایمان به رسول خدا(ص)[۴۹] از قبیله‌اش، بنی‌قینقاع خواست تا به پیامبر ایمان بیاورند، اما آن‌ها امتناع کردند.[۵۰]

در مقابل، ابن‌سعد (درگذشت ۲۳۰ق) در کتاب طبقات گزارشی آورده است که مخیریق هیچ‌گاه مسلمان نشد، ولی در روز جنگ احد به یاری پیامبر اسلام(ص) شتافت.[۵۱] برای همین پس از شهادت هم بر او نماز گزارده نشد و در گوشه‌ای از قبرستان مسلمان‌ها مدفون گردید.[۵۲] این موضوع به واقدی هم نسبت داده شده است.[۵۳] البته ابن‌حَجَر صحابه‌نگار قرن نهم، گزارش اسلام مخیریق را هم به واقدی منتسب کرده است.[۵۴] همچنین گفته شده که پیامبر اسلام(ص) بیش از آن‌که مخیریق را بهترین یهود بداند، چیزی نگفته و نه در زمان جنگ احد و نه بعد از آن برای او طلب رحمت نکرده است.[۵۵] بعضی بر این باورند که توصیف مخیریق به عنوان سابق (جلودار) یهود از سوی پیامبر و قراردادن او در کنار سلمان به‌عنوان جلودار فارس‌زبانان و بلال با وصف جلودار اهل حبشه، [۵۶] بر اسلام مخیریق دلالت دارد.[۵۷]

https://fa.wikishia.net/view/%D9%85%D8%AE%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%82