هانری کربن شیعه‌ شناس فرانسوی

Henry Corbin

هانْری کُرْبَنْ (۱۹۰۳ – ۱۹۷۸م) فیلسوف، شیعه‌شناس و ایران‌شناس فرانسوی. وی در مدت بیست سال بخشی از سال را در ایران ساکن بود و در دانشگاه تهران تدریس و با علامه سید محمد حسین طباطبایی و دیگر اندیشمندان مسلمان ایرانی گفتگو می‌کرد. وی به جایگاه امام و ولایت در آموزه‌های شیعی و خصوصا امام زمان(ع) علاقمند بود. علامه طباطبایی و سید حسین نصر او را به لحاظ درونی، شیعه دانسته اند. وی در معرفی اسلام شیعی در غرب تاثیر گذاشت و توجه مطالعات شرق‌شناسی را از اسلام سنی به اسلام شیعی جلب کرد.


زندگی نامه و تحصیلات هانری کربن

هانری کربن در چهاردهم آوریل سال ۱۹۰۳ در پاریس و در یک خانواده کاتولیک به دنیا آمد. در کنار آموزش‌های متداول، در یک مدرسه عالی علوم مسیحی آموزش‌های مذهبی دید. در سال ۱۹۱۹ جهت ادامه تحصیل در رشته فلسفه وارد دانشگاه سوربُن شده و در سال ۱۹۲۵ لیسانس و سپس در سال ۱۹۲۶ گواهی نامه عالی فلسفه را کسب کرد. کربن در طی این سال‌ها توانست زبان‌های کلاسیک اروپایی، عربی و فارسی را بیاموزد.[۱]

چهار جریان تاثیرگذار 

آراء و اندیشه‌های کربن تحت تأثیر چهار حوزه فکری قرار داشت:

نخستین حوزه، اندیشه‌های اتین ژیلسون فیلسوف و متأله مسیحی متخصص در فلسفه قرون وسطای اروپایی بود. او به طور فعال در کلاس‌های درس ژیلسون که به مطالعه متون ترجمه شده ابن سینا به زبان لاتین اختصاص داشت شرکت می‌کرد.
دومین و سومین حوزه‌های فکری که‌اندیشه‌های پروفسور کربن بسیار از آن‌ها تأثیر پذیرفت، پدیدار‌شناسی ادموند هوسرل و اگزیستانسیالیسم مارتین هایدگر بود. از این رو، او دهه ۱۹۳۰ را بیشتر در آلمان گذراند و از نزدیک با هایدگر آشنا شد.[۲]

سابقه آشنایی کربن با آرای شیخ شهاب الدین سهروردی، تصوف، تشیع و به طور کل فلسفه اسلامی به کلاس‌های درس لوئی ماسینیون درمدرسه زبان‌های شرقی باز می‌گردد. ماسینیون، اسلام‌شناس فرانسوی، روزی در کلاس درس یک نسخه از کتاب «حکمه الاشراق» سهروردی را برای مطالعه به کربن داد. مطالعه این کتاب چنان شوری در کربن جوان ایجاد کرد که حیات فکری آینده او را تحت تأثیر خود قرار داد و او را متوجه شرق کرد.

سفر هانری کربن به اسلامبول

کربن در اوایل جنگ جهانی دوم (۱۹۴۰) به عنوان مسئول انستیتوی فرانسه عازم اسلامبول شد. توسعه دامنه جنگ در اروپا بازگشت کربن به فرانسه را ناممکن ساخت و همین امر سبب شد که او به مدت تقریبی شش سال (تا سال ۱۹۴۵) در اسلامبول که مرکز کتب خطی بود، اقامت کند. او در این مدت با بهره گیری از نسخ خطی، به تحقیق و پژوهش پیرامون آثار چاپ نشده سهروردی و حکمای اسلامی پرداخت. حاصل این تلاش‌ها چاپ نخستین جلد از مجموعه آثار سهروردی در سال ۱۹۴۵ بود. کربن در این کتاب از روش تصحیح نسخ عربی و فارسی «هلموت ری‌تر» شرق‌شناس مشهور آلمانی، پیروی کرده بود. انتشار این کتاب باعث شهرت کربن شد و طولی نکشید که با اصرار و پافشاری لوئی ماسینیون کرسی درس اسلام‌شناسی مدرسه پژوهش‌های عالی دانشگاه سوربن و جانشینی ماسینیون به او واگذار شد.[۳]

سفر هانری کربن به ایران

با پایان یافتن جنگ جهانی دوم، و به دنبال سفری که او در (سپتامبر۱۹۴۵) به ایران داشت، وزارت امور خارجه فرانسه ریاست بخش ایران‌شناسی مؤسسه ایران و فرانسه را به او واگذار کرد. شرایط فراهم شد تا کربن سالی چند بار به ایران سفر کند و با سید محمد کاظم عصار، علامه طباطبایی و سید جلال الدین آشتیانی به بحث و گفت‌و‌گو بپردازد. از آن پس کربن به مدت بیست سال، اول هر پاییز به ایران سفر و در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران تدریس کند. کربن در پایان پاییز مجدداً به پاریس بازمی‌گشت و در دانشگاه سوربن به تدریس حکمت و عرفان اسلامی ایران مشغول می‌شد.[۴]

گفتگوهای هانری کربن با علامه طباطبایی

اولین دیدار علامه طباطبایی و هانری کربن در اواخر سال ۱۳۳۷ و دومین دیدار در مهر ماه سال ۱۳۳۸ در تهران انجام می‌شود کربن به علامه طباطبایی گفته بود در ژنو، کنفرانسی درباره «امام منتظر» از دیدگاه شیعه داشته که با استقبال دانشمندان غربی حاضر در جلسه مواجه شده است، و ادامه داده بود که از نظر او مذهب تشیع یگانه مذهبی است که رابطه بشر با هدایت الهی و پیوند انسان با خدا را، استوار نگه داشته است و با شبکه «ولایت» این پیوستگی را استمرار می‌بخشد. سپس علامه طباطبائی هم گفته بود که مسأله وجود حق تعالی، در همه ادیان مسأله مشترکی است، ولی در موضوع روش زندگی انسان، دینی جاودانه خواهد بود که ضمن حفظ اعتقاد به الوهیت و نبوت، و اعتقاد به دنیای دیگر معاد برای استمرار بخشیدن به این حقیقت، وسیله ویژه‌ای برای ادامه پیوند و ارتباط از خود به یادگار گذاشته باشد و آن بی‌تردید همان مسأله «ولایت» است که در اسلام شیعی به آن توجه خاص کرده‌اند که توسل به آن، سعادت دنیوی و اخروی انسان را تضمین می‌کند.[۵]

این جلسات چند سال ادامه داشته است محصول این جلسات، دو کتاب «شیعه» و «رسالت تشیع در دنیای امروز» بود که خود علامه طباطبائی تحریر کرده بود و توضیحات هر دو جلسه به خواست علامه طباطبائی، توسط علی احمدی میانجی و سید هادی خسروشاهی، تهیه و تنظیم شده و در ۷۰۰ صفحه، بار‌ها به چاپ رسیده است. اندکی پیش از انقلاب برخی گفته بودند تشکیل این جلسه از اول کار درستی نبود و معلوم نیست هانری کربن کیست و صلاح نیست ادامه پیدا کند. ابراهیم دینانی این مطلب را به علامه طباطبایی رسانده بود علامه ناراحت شده و گفته بود به عنوان شخصی که در گوشه‌ای نشسته‌ام و چیز می‌نویسم تنها راه من به جهان و تفکر جهان این جلسه است، این را هم نمی‌توانند برای من ببینند.[۶] بعد‌ها کسانی از مأموریت هانری کربن و یارانش برای ترویج تصوف سنتی در لباس مدرن سخن گفتند.[۷]

در این جلسات، شخصیت‌هایی چون شهید مرتضی مطهری و بدیع الزمان فروزانفر نیز حضور داشتند و سید حسین نصر برگردان و ترجمه مباحث را عهده‌دار بود. هانری کربن همچنین پس از پذیرش ریاست بخش ایران‌شناسی مؤسسه ایران و فرانسه، و با سفرهای منظم خود به ایران و ارتباط و همکاری با اندیشمندانی چون سید جلال الدین آشتیانی، سید حسین نصر و محمد معین، سلسله کتابهایی را با عنوان «مجموعه کتب ایرانی» در زمینه حکمت و فلسفه اسلامی منتشر کرد.[۸]


روابط حکمت اشراق و فلسفه ایران باستان.
مکاتبات هانری کربن و ولادیمیر ایوانف.
تخیل خلاق در عرفان ابن عربی.
واقع‌انگاری رنگ‌ها و علم میزان.
انسان نورانی در تصوف ایرانی.
مجموعه مقالات هانری کربن.
فلسفه ایرانی و فلسفه تطبیقی.
از ‌هایدگر تا سهروردی.
ابن‌سینا و تمثیل عرفانی.
جشن‌نامه هانری کربن.
یادی از هانری کربن.
تاریخ فلسفه اسلامی.
مقدمه بر المشاعر.
معبد و مکاشفه.
آیین جوانمردی.
ارض ملکوت.
زائر شرق.
شیعه.[۹]

ایمان هانری کربن به تشیع

علامه طباطبایی روزی به فرزندش سید عبدالباقی طباطبایی گفته بود پروفسور کربن به اسلام (تشیع) مؤمن شده است؛ ولی رویش نمی‌شود که ایمانش را بر زبان جاری کند. چند روزی بعد از گفته علامه، کربن سخنرانی جنجالی کرد و درباره حضرت مهدی(عج) سخنان پرشوری ایراد نمود و ضمن آن گفته بود که به خاطر بحث درباره اسلام و رسیدن به این حقایق، نزدیک بود پست تحقیقی خود را از دست بدهد. علامه وقتی از این موضوع مطلع شد، خوشحال شده بود.[۱۰]

از نظر سید حسین نصر، کربن هویت وجودی خودش را با تشیع یکی می‌دانست. نصر با کربن به مکان‌های زیارتی شیعه رفته و حالت‌های معنوی او را در این مکان‌ها دیده است. به‌قول نصر، کربن خیلی از اوقات از عبارت «ما شیعه‌ها» استفاده می‌کرد و از لحاظ وجودی، به تشیع دوازده امامی ایمان داشت و هویتش درون شیعه معنا پیدا کرده است. او تشیع را باطن اسلام و تفسیر عمیق و کاشف معانی باطنی این دین الهی می‌دانست. اما نصر با صراحت می‌گوید کربن نماز نمی‌خواند و مقید به شرایع ظاهری نبود.[۱۱]

ویژگی‌های روایت هانری کربن از تشیع

انشاءالله رحمتی مترجم برخی از آثار کربن معتقد است کربن کانون توجه مطالعات اسلام‌شناسی را از اسلام سنی به اسلام شیعی باز می‌گرداند. قبل از کربن کسانی که درمورد اسلام‌شناسی فعالیت می‌کردند مقصودشان اسلام سنی بود و شناخت چندانی به اسلام شیعی نداشتند و وقتی به ابعاد معنوی اسلام روی می‌آوردند این ابعاد معنوی را در تصوف می‌یافتند. استاد کربن یعنی لویی ماسینیون به ابعاد عرفانی و معنوی اسلام توجه داشته است ولی کانون توجه او تصوف است و دلباخته شخصیتی مثل حلاج است و کتاب مصائب حلاج را می‌نویسد اما کربن به این موضوع توجه کرد که اگر بخواهیم تصوف را درک کنیم و نگاه عمیق تری به تصوف داشته باشیم باید حقیقت تصوف را در تشیع جستجو کنیم.[۱۲]
کربن خود را فیلسوف شرق‌شناس معرفی می‌کند. تفاوت فیلسوف شرق‌شناس با شرق‌شناس صرف در این است که در شرق‌شناسی صرف ممکن است در مورد یک موضوع تحقیق کند و در عین حال به آن موضوع اعتقاد نداشته باشد. درمورد اسلام‌شناسی هم تا قبل از کربن به همین گونه است که چندان به پاسخهایی که اسلام باید به زمان ما بدهد کاری ندارد. اما نگاه کربن با دیگر اسلام‌شناسان متفاوت است. نگاه هانری کربن نگاه فیلسوفانه به اسلام است. هانری کربن نمی‌خواهد فلسفه اسلامی را به عنوان یک فلسفه آکادمیک صرف ببیند بلکه در نظر او فلسفه اسلامی و معنویت اسلامی می‌تواند پاسخهایی برای بشر امروز داشته باشد.[۱۳]

از نظر انشاءالله رحمتی روایت هانری کربن بسیار نزدیک به جریان اصلی تفکر فلسفی شیعی است. فلسفه شیعی با ابن سینا و سهروردی آغاز و از طریق اشخاصی مانند میرداماد، سید حیدرآملی و قاضی سعید قمی و ملاصدرا و تا زمان عصر حاضر در امثال علامه طباطبایی ادامه می‌یابد. فهم هانری کربن بر اساس همین جریان اصیل استوار است. می‌توان گفت که فهم هانری کربن فهمی است که بیشترین تناسب را با فهم فیلسوفان ایرانی از فلسفه اسلامی و معنویت اسلامی دارد.[۱۴]
کربن نگاه شیعی به امام و جایگاه آن را و تاویلهای مربوط به بحث امام از منظر معنویت شیعی را بحث می‌کند. کربن معتقد است که توحید به معنای حقیقی کلمه بدون وجود امام ممکن نیست اگر ما امام را در معنویتمان مفروض نگیریم امکان ندارد ما در توحیدمان دچار شرک نشویم. کربن خاطره‌ای از علامه طباطبایی نقل می‌کند که مضمون آن این است که خدا را شکر ما در شیعه به خاطر وجود امام از دامهایی که موحدان را تهدید می‌کند در امان هستیم.[۱۵]

تاثیرات

سید حسین نصر معتقد است کربن در فرانسه تحقیقات اسلامی را تحت تاثیر قرا داد و بر فلسفه و مطالعه باب طریقت باطنی در محیط دانشگاهی تاثیر گذاشت. در آلمان، آثار کربن در خصوص اندیشه اسلامی مورد مطالعه قرار می‌گیرد. در جوامع انگلیسی زبان، بسیاری از آثار کربن ترجمه شده و در حال حاضر شناخته شده است. تحقیقات کربن در خصوص اندیشه اسلامی متاخر در ایران به نحو گسترده تاثیرگذار بود. انجمن (مجمع) ابن عربی که اولین بار در بریتانیا تاسیس شد و اکنون در آمریکا هم فعال است، متاثر از اندیشه‌های کربن است. همچنین متون فلسفی، عرفانی عربی و فارسی که توسط کربن ویرایش شد، به طور کلی تاثیر گسترده‌ای در محافل دانشگاهی در غرب داشته است و بسیاری از محققان جوان را به سمت مطالعه اشخاصی چون سهروردی، روزبهان بقلی، سیدحیدر آملی، میرداماد، ملاصدرا و فلاسفه اسماعیلی از ابوحاتم رازی به بعد کشانده است.[۱۶] داریوش شایگان به اشاره به دوستی ۱۸ ساله خود با کربن معتقد است که کربن سهروردی را به غرب معرفی کرده است.[۱۷]

از نظر نصر، کربن در آمریکا تاثیر کربن در مقایسهٔ بسیار وسیع‌تر حس می‌شود. این تاثیر نه تنها در میان اسلام‌شناسان، بلکه در میان روان شناسانی چون جیمز هیلمن و مورخان تاریخ اندیشه همچون هارولد بلوم نیز دیده می‌وشد. در کانادا در «انستیتوی تحقیقات اسلامی دانشگاه مک گیل» حضور توشی هیکو ایزوتسو و دانشجوی پیشین کربن، یعنی هرمان لندولت کمک کرد که کربن و موضوعاتی که وی درگیر آن بود، یک ویژگی ثابت برنامه شود و بسیاری از پایان نامه‌های دکتری در تحقیقات اسلامی در آنجا نوشته شده است که در واقع نتیجه طبیعی آثار کربن هستند.[۱۸]

به کفته نصر، کربن در جهان اسلام محققان عرب برجسته‌ای را تربیت کرد که هسته اصلی اندیشه او را، بخصوص تا آنجا که به تحقیق در خصوص ابن عربی و مکتب وی مربوط می‌شد، تعقیب کرده‌اند. کربن با اصرار بر ماهیت زنده فلسفه اسلامی و اینکه این سنت پس از افولی که به زعم برخی با مرگ ابن رشد عارض آن شد، هشت قرن حیات بسیار غنی داشته است، بیشترین تاثیر را در دیگر کشورهای اسلامی مانند ترکیه، پاکستان، اندونزی، مالزی و نیز جهان عرب داشته است. در واقع، ایده‌های کربن به بخشی از گفتمان فکری عمومی کشور ایران در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی تبدیل شد. مباحث وی با علامه طباطبایی نتایج و ثمرات بنیادین در محافل سنتی طلاب در مدارس قم، مشهد، اصفهان، شیراز و تهران داشت. گزیده او از فلسفه از دوره صفویه به بعد که او با همکاری سید جلال الدین آشتیانی فراهم آورده است، چشمان بسیاری از ایرانیان غرب زده را به غنای سنت فلسفی خودشان که به سرعت در پایان دوره قاجاریه فراموش شده بود باز کرد.[۱۹]

مخالفان هانری کربن

برخی نسبت به کربن نگاه بدبینانه‌ای دارند. سید احمد فردید که بر اساس برخی گفته ها اندیشه های هایدگر را از کربن گرفته است، با لحنی توهین‌آمیز از کربن یاد کرده و او را «فراماسون»، «یهودی»، «صهیونیست» و «عضو لژ اورشلیم» معرفی کرد که «از الفبای حکمت هیچ نمی‌دانست» و از طرف فراماسون‌ها و یهودی‌ها مامور تخریب تشیع است.[۲۰] مرتضی رضوی از طرفداران مکتب معارفی در مقاله‌ای با عنوان (از بازخوانی ماموریت و نقش فرهنگی هانری کربن در ایران)جریان تهاجم فکری علمی، کربن را صد‌ها برابر خطرناکتر از جریان تهاجم فرهنگی اجتماعی غربی‌ها دانسته است از نظر او هانری کربن اهل بیت (ع) را از شیعه گرفته و به کناری گذاشته است. وقتی علامه طباطبائی به ماهیت کربن پی برده او را از خود رانده است اما در المیزان حد و حدودی از باطن گرائی وجود دارد.[۲۱]