معنی عرصات - عرصات لغتنامه دهخدا
عرصات
لغتنامه دهخدا
عرصات. [ ع َ رَ ] (ع اِ) ج ِ عَرصة. رجوع به عرصة شود.
- عرصات جنت؛ گشادگیهای بهشت. (یادداشت مرحوم دهخدا).
|| (از ع ، اِ) صحرای قیامت. (ناظم الاطباء). قیامت. (آنندراج) : علوی او را گفت شرم نداری که با خون فرزند پیغمبر سوی عرصات آئی. (مجمل التواریخ والقصص).
روز قیامت که برات آورند
بادیه را در عرصات آورند.
نظامی
- روز عرصات؛ روز قیامت. (ناظم الاطباء).
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی ۱۴۰۲ ساعت ۴:۱۶ ب.ظ توسط دکتر سید مهدی مصطفوی
|
راهنمای آزمون ارشد و دکتری رشته علوم قرآن و حدیث+مطالب آموزنده قرآنی و حدیثی+علایق شخصی