نکات مهم و کنکوری تاریخ قرآن آیت الله معرفت (فصل چهارم)

فصل چهارم‏: قرّاء و قرائات سبع‏

پيوسته سلسله قرّاء (قاريان بنام قرآن) و قرائات، قرن به قرن ادامه داشت تا اينکه در اوايل قرن چهارم ابو بکر ابن مجاهد (245- 324)، شيخ القراء بغداد، قرائات را در هفت قرائت از هفت قارى بنام، به رسميّت شناخت.

اريان قرآن (قرّاء معروف) راويان و ناقلان همان قرآنى هستند که بر پيغمبر (ص) نازل گرديده و اختلاف آنان از اختلاف در نقل و روايت آن نصّ، نشأت گرفته و آن به سبب عواملى است:

اختلاف مصاحف اوّليّه، چه پيش از حادثه يکى کردن مصاحف در زمان عثمان و چه پس از آن.

نارسايى خط و نوشته هاى قرآن که از هرگونه علايم مشخصه و حتى از نقطه عارى بوده است.

ابتدايى بودن خط نزد عرب آن روز.

عوامل اختلاف قرائات‏

ابتدايى بودن خط

بى‏نقطه بودن حروف‏

خالى بودن از علايم و حرکات‏

نبودن الف در کلمات‏

استاد بزرگوار آيت الله خويى فرموده است: روشن نيست که اختلاف در قرائات، منسوب به نقل باشد. بلکه به اجتهادات قرّاء منسوب است و مؤيد آن، تصريح بزرگان در اين زمينه است.

قرّاء سبعه و راويان آنها:

ابن عامر قارى شام. دو راوى او: هشام بن عمّار و ابن ذکوان - هرگز ابن عامر را درک نکرده‏اند.

ابن کثير قارى مکه. دو راوى او: بزّى و قنبل - هرگز او را درک نکرده‏اند.

عاصم قارى کوفه. دو راوى او: حفص بن سليمان و شعبة ابو بکر بن عيّاش - حفص قرائت عاصم را دقيقتر و مضبوطتر مى‏دانست و قرائت عاصم به وسيله او منتشر شده و تا امروز متداول است و همين قرائتى است که در اکثر کشورهاى اسلامى رايج است.

ابو عمرو قارى بصره. دو راوى او: حفص بن عمر و سوسى صالح بن زياد - او را درک نکرده‏اند و به واسطه يزيدى قرائت را از او گرفته‏اند.

حمزة قارى کوفه. دو راوى او: خلف بن هشام و خلّاد بن خالد - که قرائت را با واسطه از او گرفته‏اند.

نافع قارى مدينه. دو راوى او: عيسى بن ميناء معروف به قالون، ورش، عثمان بن سعيد - همين قرائتى است که در برخى از کشورهاى مغرب عربى رايج است.

کسائى قارى کوفه. دو راوى او: ليث بن خالد، حفص بن عمر.

پنج نفر از قرّاء سبعه به غير از ابن عامر و ابو عمرو ايرانى الاصلند. عاصم، ابو عمرو، حمزه و کسائى، صريحا اظهار تشيّع مى‏نمودند.

اساسى‏ترين شرط تواتر آن است که از مبدأ تا مقصد در تمامى طبقات، نقل همگانى وجود داشته باشد بنابراين مسأله تواتر قرائات سبع، اساسا قابل تصور نبوده و معقول نيست؛ زيرا در زمان هريک از قاريان هفتگانه، ناقل تواتر صرفا خود آن قارى بوده نه ديگران، وگرنه آن قرائت بدو نسبت داده نمى‏شد و جنبه اختصاصى پيدا نمى‏کرد.

يگانه قرائتى که داراى سند صحيح و با پشتوانه جمهور استوار مى‏باشد، قرائت حفص است که در طى قرون گذشته تا امروز، ميان مسلمانان متداول بوده و هست و آن به چند سبب است:

سند طلايى را داراست؛ زيرا حفص از عاصم، او از ابو عبد الرحمان سلمى و او از مولى امير المؤمنين نقل کرده است‏.

توافق آن با قرائت همگانى و جماهيرى مسلمانان است‏.

عاصم شخصا داراى ويژگيهاى بخصوصى بود که او را در ميان مردم معروف ساخته و مورد اطمينان همگان بود.

امام احمد بن حنبل صرفا قرائت عاصم را پذيرفته بود. حفص آگاهترين مردم به قرائت عاصم بود و پيوسته قرائت او مورد ستايش علما و فقهاى اماميه بوده است.