تعریف ساده و روان اصطلاحات علم الحدیث

خلاصه تعریف برخی مصطلحات حدیثی

(از کتاب علم‌الحدیث محمد جمال الدین خوش‌خاضع)

1. مستفیض: به سر حد تواتر نرسیده، در هر طبقه بیش از 2، 3 تن باشد.

2. مشهور: اشتهار یافته هر چند یا سند ندارد یا در برخی طبقات بیش از یک نفر نقل نکرده: الصلوه معراج المومن ـ انما الاعمال بالنیات

3. عزیز: در هر طبقه دو نفر از دو نفر نقل کرده ـ یا ـ در هر طبقه دو نفر نقل کرده. / عز: ندرت، کمی ـ عز: قدرت و استقامت

4. متفق (متفقات): بیشتر یا چند تن از پیشوایان حدیث نقل کنند: متفقات بخاری و مسلم
5. متفرد (متفردات): فقط یکی از پیشوایان حدیث نقل کرده: متفردات مسلم

6. غریب:

a. غریب الالفاظ: لغات و الفاظ مشکل و دور از استعمال ـ کتب غریب الحدیث: الفائق جارالله زمخشری، النهایه ابن اثیر، مجمع البحرین طریحی

b. غریب المتن یا مفرد: در طبقه اول فقط یک نفر نقل کرده

c. غریب الاسناد: در تمام طبقات یک نفر از یک نفر نقل کرده

d. غریب المتن و الاسناد: نقل حدیث معروفی از صحابی که دیگران از او نقل نکرده‌اند

7. مسند: سند تا معصوم مذکور و متصل باشد
8. متصل یا موصول:

a. متصل مطلق: بدون انقطاع تا معصوم

b. متصل نسبی: بدون انقطاع تا یکی از شیوخ یا صحابه: شامل موقوف و مرفوع می‌شود.

9. معنعن: تصریح به لفظ عن فلان

10. مؤنن: مسندی که لفظ أنّ در نقل یکایک روات باشد: حدثنا فلان أنّ فلاناً حدثه...

11. مرفوع: از وسط یا آخر یک یا چند نفر افتاده اما تصریح به رفع کند: «کلینی عن علی بن ابراهیم عن ابیه رفعه الی الصادق(ع) قال ...»

12. معلق: از اول سلسله سند یک یا چند تن افتاده ـ احادیث من لا یحضر و برخی احادیث تهذیب و استبصار معلقند اما طرق متروکه در آخر کتابشان ذکر شده.

13. مفرد:

a. مفرد مطلق یا غریب المتن: در طبقه اول فقط یک نفر نقل کرده

b. مفرد نسبی: انفراد نسبی مانند نقل یک شهر خاص ـ مثلا فقط کوفیان نقل کرده اند یا بصریان.

14. شاذّ یا نادر: در مقابل و معارض حدیث مشهور ـ در مقابل و معارض حدیثی که راویانش حافظ‌ترند.

15. محفوظ: مشهوری که حدیث شاذّی با آن مخالف باشد.

16. متابع و شاهد:

a. متابع: افراد سلسله سند حدیثی با راویان حدیث مفردی که همان مضمون را نقل کرده یکی باشند.

b. شاهد: مضمون حدیث مفردی با سلسله سند دیگری نقل شود.

c. گاه متابع و شاهد به یکدیگر اطلاق می‌شوند.

17. اعتبار: تتبع و جستجوی طرق حدیث در کتب دیگر ـ تا حدیث اگر متابع است یا متابعی دارد از انفراد خارج شود.

18. مدرّج: راوی کلام خود یا بعضی راویان را در متن یا زنجیره اضافه کند و موجب اشتباه سخن با کلام معصوم شود.

19. مکاتب: به دستخط معصوم ـ چه در جواب سوال، چه ابتدائاً املا کرده باشد.

20. مصحّف: قسمتی از سند یا متن به کلمه یا عبارت مشابه تغییر کند.

21. محرّف: در سند یا متن، کم و زیاد شده یا حرفی به جای حرف دیگر نهاده شده

22. عالی: متصل السند قلیل الوسائط ـ نسبت به نظایر آن حدیث

23. نازل: متصل السند کثیر الوسائط ـ نسبت به نظایر آن حدیث

24. مساوات: تعداد و اشخاص راویان حدیثی که شیخ حدیث یا صاحب صحاح نقل کرده با هم مساوی باشند.

25. مصافحه: تعداد راویان حدیثی که شیخ حدیث یا صاحب صحاح نقل کرده با هم مساوی باشند اما راویان متفاوت باشند. به این معاست که راویان هم‌طبقه بوده و همدیگر را مصافحه کرده‌اند.

26. روایة الاقران: راوی با کسی که از وی روایت کرده در سن یا ملاقات شیخ مساوی باشند. مانند روایت چند صحابی از یکدیگر

27. مدبّج: دو قرین از یکدیگر نقل حدیث کنند. دیباج به معنای صورت و رخسار

28. روایة الاکابر عن الاصاغر: بزرگ از کوچک، پدر از پسر، صحابی از تابعی نقل حدیث کند. خطیب بغدادی کتابی نوشته در این مورد

29. معروف: مضمون آن نسبت به مخالفش بین روات اشتهار دارد.

30. منکر: فقط یک نفر غیر ثقه نقل کرده و مخالف معروف است. گاهی مردود هم می‌گویند.

31. متروک: در سلسله سند حدیثی منکر، فرد متهم به کذب وجود دارد و مخالف با قواعد است. گاهی مردود هم می‌گویند.

32. مطروح: مخالف دلیل قطعی و غیر قابل تأویل

33. مسلسل: تمامی یا بیشتر سلسله سند تا معصوم ویژگی یکسانی دارد.

34. مزید: در متن یا سند زیادتی است که در حدیث همسان نیست.

35. ناسخ و منسوخ: ناسخ حکم شرعی ثابت در قرآن یا حدیث را بردارد و منسوخ آن که ناسخ حکم آن را نسخ کرده است.

36. محکم: مقبولی که معارض نداشته باشد

37. متشابه:

a. متشابه السند: اسم راویان یکی، اسم پدر در تلفظ متفاوت ـ اسم و اسم پدر یکی، لقب متفاوت (متفق و متفرق)

b. متشابه المتن: در مفاد و معنای آن دو احتمال مساوی داده شود.

38. نص، ظاهر، مجمل، مؤول:

a. معنای حدیث:

i. یک احتمال دارد: نص

ii. چند احتمال دارد:
1. یکی راجح: ظاهر
2. انتخاب مرجوح بر خلاف ظاهر بواسطه شواهد: مؤول
3. عدم رجحان هیچ احتمالی: مجمل

39. مجمل و مبیّن: مبیّن، الفاظ متن ظاهر الدلاله است ـ مجمل، الفاظ متن ظاهر الدلاله نباشند.

40. مقبول و مردود:

a. مقبول: با وجود عدم صحت اصطلاحی، علما مضمونش را قبول و طبق آن عمل کرده‌اند.

b. مردود: بواسطه عدم اطمینان به صدق، مورد عمل علما نباشد.

41. معتبر: به مضمون آن عمل شده یا دلیلی بر اعتبارش باشد مانند آمدن در اصول معتمده

42. مشترک: نام یکی از رجال سند بین ثقه و غیر ثقه مشترک است. کتب: مشترکات کاظمی، مشترکات طریحی

43. متفق و متفرق: بعضی روات در نام و نام پدر هم‌نام راویان حدیث دیگری باشند.

44. مؤتلف و مختلف: در سلسله سند نام کسی باشد که به دو شکل خوانده شود. حبان، جریر، یزید و...

45. مختلف: احادیث متعارض با هم

46. مشکل: شامل الفاظ یا معانی مشکل

47. موقوف: از مصاحب معصوم نقل شده بدون اسناد به معصوم

48. اثر: موقوفی که از صحابی پیامبر نقل شده

49. مرسل: آخرین راوی از معصوم، مذکور یا معلوم نباشد ـ یا ـ از سلسله سند بیش از یک نفر یا کل آن حذف شده باشد ـ حجیت مرسلات نزد شیعه: اصحاب اجماع

50. مضمر: راوی نام معصوم را ذکر نکند.

51. مقطوع: حدیثی که از تابعین نقل شود.

52. منقطع: یک نفر از وسط زنجیره سند افتاده باشد.

53. معضل: از آغاز یا وسط سلسله سند دو نفر یا بیشتر، پشت سر هم حذف شده باشند.

54. معلّل: علت حکم بیان شده ـ یا ـ در سند یا متن، ضعف و قدحی وجود دارد که در ظاهر مشهود نیست. (معلول)

55. مدلّس: عملی که باعث اعتبار روایت شود انجام شود بدون آنکه حدیث آن خصوصیت را داشته باشد.

56. مضطرب: متن یا سند، مختلف نقل شده باشد.

57. مقلوب: عبارتی از متن یا نام بعضی از راویان پس و پیش شده باشد.

58. مهمل: بعضی رجال آن در کتب رجالیه ذکر نشده یا علیرغم ذکر، وصفی نشده باشد.

59. مجهول: نسبت به عقیده و مذهب برخی رجال آن، مدح و قدحی در کتب نیست.

a. تقسیم میرداماد:

i. مجهول لغوی: نام برخی روات در کتب نیامده است.

ii. مجهول اصطلاحی: ائمه رجال، یکی از راویان آن را جاهل اعلام کرده باشند

60. مختلق یا موضوع: راوی حدیث را از خود ساخته باشد.