تعريف دلالت اصلي و تبعي+مثال
دلالة الإشارة
ويشترط فيها ـ على عكس الدلالتين السابقتين ـ ألاّ تكون الدلالة مقصودة بالقصد الاستعمالي بحسب العرف، ولكن مدلولها لازم لمدلول الكلام لزوما غير بيّن، أو لزوما بيّنا بالمعنى الأعمّ، سواء استنبط المدلول من كلام واحد أم من كلامين.
مثال ذلك دلالة الآيتين على أقلّ الحمل، وهما آية ﴿وَحَمْلُهُ وَفِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً﴾ (١) وآية ﴿وَالْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ﴾ (٢)؛ فإنّه بطرح الحولين من ثلاثين شهرا يكون الباقي ستّة أشهر، فيعرف أنّه أقلّ الحمل.
ومن هذا الباب دلالة وجوب الشيء على وجوب مقدّمته؛ لأنّه لازم لوجوب ذي المقدّمة باللزوم البيّن بالمعنى الأعمّ. ولذلك جعلوا وجوب المقدّمة وجوبا تبعيّا لا أصليّا؛ لأنّه ليس مدلولا للكلام بالقصد، وإنّما يفهم بالتبع، أي بدلالة الإشارة.
مانند مقدمه ی واجب. شارع با صل، نماز را بر شما واجب می کند. آیا با این صل وضو هم واجب می کند یا خیر؟ می گویند صل دلالت دارد بر وجوب وضو.
گاهی ممکن است برای پیدا شدن این نوع دلالت ده کلام را کنار هم بگذارند. ولی واسطه ها دیگر خفیه است.
تطبیق مثال برای دلالت اشاره یک کلامی
و من هذا الباب (دلالت اشاره) دلالة وجوب الشيء على وجوب مقدّمته (البته مرحوم مظفر می گوید مقدمه ی واجب واجب نیست. ولی کسانی که می گویند واجب است، به دلالت اشاره است.)؛ لأنّه (وجوب مقدمه) لازم لوجوب ذي المقدّمة باللزوم البيّن بالمعنى الأعمّ. و لذلك (لانه لازم لوجوب ذی المقدمه باللزوم البین بالمعنی الاعم) جعلوا وجوب المقدّمة وجوبا تبعيّا (می گفتیم واجب بر دو نوع است: اصلی و تبعی؛ این تبعی آن تبعی نیست. این تبعی یعنی به تبع ذی المقدمه. وجوب وضو وجوب اصلی است.) لا أصليّا؛ لأنّه (وجوب مقدمه) ليس مدلولا للكلام بالقصد، و إنّما يفهم بالتبع (به تبع وجوب ذی المقدمه)، أي بدلالة الإشارة.
حجیت این دلالت ها
مقدمه: بحثی داشتیم به نام «الدلاله تابعه للاراده». مطلب این بود که اگر متکم دلالت را قصد کرد، اسم آن را می گذارند دلالت و اگر قصد نکرد، اسم آن را دلالت نمی گذارند. دلالت و ظهور یک چیز است.
ما سه دلالت خواندیم: اقتضا، تنبیه و اشاره. دلالت اقتضا و تنبیه حجت اند از باب حجیت ظواهر. چون قصد در آن ها هست.
مثال: لا ضرر و لا ضرار فی الإسلام. به دلالت اقتضاء، دلالت دارد بر نفی حکم ضرری. مجتهد می تواند به استناد این قاعده فتوا دهد که اگر واجب شدن وضو برای شما ضرر داشت وضو بر ما واجب نیست. پس لاضرر و لاضرار فی الإسلام می شود دلیل. دلیل بودنش به خاطر ظهور در نفی حکم ضرری است. به خاطر این که متکلم قصد کرده است.
ولیکن دلالت اشاره اگر بخواهد حجت باشد، از باب حجیت ظواهر حجیت نیست. چون متکلم آن را قصد نکرده است. اسم آن را اصلا نمی توان دلالت گذاشت. اگر بخواهد حجت باشد از باب ملازمات عقلیه است.
مثال: صل، به دلالت اشاره دلالت دارد بر وجوب وضو. ولی نمی توان گفت دلالت دارد. چون دلالت در جایی است که متکلم قصد کرده باشد. پس اگر مجتهد بخواهد به استناد صل به وجوب وضو فتوا دهد باید از باب ملازمات عقلیه وارد شود. بگوید وجوب نماز ملازمه دارد با وجوب وضو. اگر کسی ملازمات عقلیه را قبول دارد به استناد آن فتوا می دهد. و الا نه.
راهنمای آزمون ارشد و دکتری رشته علوم قرآن و حدیث+مطالب آموزنده قرآنی و حدیثی+علایق شخصی