یک روز دل سپرده به چشمی سیاه، کوه
یک روز دل سپرده به چشمی سیاه، کوه
▫️تنها نشسته منتظر و سر به راه، کوه
در انعکاس نقرهای نور ماه، کوه
▫️بر شانههای یخزدهاش برف سالیان
بر قامتش حریر نسیم و گیاه، کوه
▫️تاریک کرده روز و شبش را مسافری
یک روز دل سپرده به چشمی سیاه، کوه
▫️حالا بگو عقاب تو این روزها کجاست
دل قرص کرده پشت کدامین پناه، کوه
▫️فریاد میزنم که امان از تو کوه، آه...
فریاد میزند که امان از تو آه... کوه
▫️شبها به شانههای خدا تکیه میدهد
آن سربلند تا به ابد تکیهگاه، کوه
مهدیه انتظاریان؛ ۱۳۹۸/۰۲/۳۰
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آبان ۱۴۰۴ ساعت ۸:۲۹ ب.ظ توسط دکتر سید مهدی مصطفوی
|
راهنمای آزمون ارشد و دکتری رشته علوم قرآن و حدیث+مطالب آموزنده قرآنی و حدیثی+علایق شخصی