ترجیح خواسته خداوند متعال

امام صادق سلام الله علیه از رسول گرامی صلی الله علیه و آله و سلم نقل می‌کند که ذات اقدس اله فرمود:

«لایؤثِر عبدٌ هَوايَ عَلی هواه إلّا جعلْتُ غِناهُ فی نَفسِهِ وَکفيْتُه هَمَّه وَکففْتُه ضیعَتُه وَضمنْتُ السَّماواتِ والأرض رِزقه وکنتُ له مِنْ وراءِ تجارةِ کلّ تاجِر»[۱]: طبق این حدیث قدسی، ذات اقدس اله (جلّ جلاله) فرمود: به عزّت و عظمتم سوگند، هیچ بنده ای خواسته مرا بر خواسته خود مقدّم نمی دارد مگر این که پنج فضیلت را بهره او می‌سازم:

اول: این که روح بی نیازی را در او زنده می‌کنم و این، نصیب هر کسی نمی شود. چنانکه دیده می‌شود برخی توانگران همه سخنانشان، بوی فقر می‌دهد با این که امکانات مادّی آنان به قدری است که اگر بقيّه عمر را در گوشه ای بنشینند و کار نکنند نیز، نیازی ندارند، ولی با این حال در عذاب تهی دستی گرفتارند.

ائمّه (علیهم السلام) فرموده‌اند: اگر کسی مسیر صحیح اقتصاد را طی نکند، خداوند فقر را پیش دو چشم او مجسّم می‌کند[۲]. او وقتی هنگام صبح از بستر برمی خیزد، صحنه هراسناک فقر و گدایی را پیش چشمش می‌بیند و بین محل زندگی و محل کار نیز آنچه می‌بیند منظره رعب آور فقر است و هنگامی که به دفتر کار، وارد می‌شود، در و دیوار مغازه اش تابلو گدایی است!

همیشه در این فکر است که مبادا کالایی که خریده شد، ارزان شود یا او سودی نبرد یا بر صفرهای ارقام ثروتش افزوده نشود؛ ولی انسان پارسا، در همه جا صحنه زیبای توانگری را می‌بیند.

خداوندی که به این همه مار و عقرب، حیواناتِ حلال و حرام گوشتِ دریا و صحرا و کافران روزی می‌دهد، آیا انسان مؤمن را بی روزی می‌گذارد؟

دوم: او را از اندوه و غم می‌رهانم.

سوم: نمی گذارم کالای تجاری و زراعی او ضایع شود.

چهارم: آسمان و زمین را مسئول تکفّل روزی او می‌کنم.

پنجم: خودم پشتوانه همه مسائل اقتصادی او هستم. در کنار هر تجارتی، لطف من او را همراهی می‌کند و نمی گذارم حیثیت او آسیب ببیند.

[۱] بحارالانوار، ج۶۷، ص۷۵

[۲] بحارالانوار، ج۷۰، ص۱۰۴

مبادی اخلاق در قرآن، ص ۲۱۸ و ۲۱۹