شهید علیاکبر شیرودی | Martyr Aliakbar Shiroodi
شهید علیاکبر شیرودی | Martyr Aliakbar Shiroodi

در کنار هلیکوپتر جنگیاش ایستاده بود و خبرنگاران هر کدام به نوبت از او سوال میکردند.
خبرنگار ژاپنی پرسید: شما تا چه هنگام حاضرید بجنگید؟
خندید سرش را بالا گرفت گفت: ما برای خاک نمیجنگیم ما برای اسلام میجنگیم تا هر زمان که اسلام در خطر باشد.
این را گفت و به راه افتاد خبرنگاران حیران ایستادند.
او آستینها را بالا زد چند نفر به زبان های مختلف از هم می پرسیدند کجا؟ خلبان کجا میرود؟ هنوز مصاحبه تمام نشده همانطور که میرفت برگشت، لبخندی زد و بلند گفت: نماز! صدای اذان می آید، وقت نماز است.
علی اكبر شیرودی، در دی 1334 خورشیدی در شیرود تنكابن و در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. پدرش از كودكی نسبت به آموختن قرآن به او همت گماشت و دوره ابتدایی و دبیرستان را در تنكابن پشت سر گذاشت.
وی توانست دوره مقدماتی خلبانی را در تهران با موفقیت به پایان برساند و به اصفهان رفت و سپس دوره كار با بالگرد كبرا را در پادگان اصفهان گذراند و با درجه ستوان یاری به پادگان هوانیروز كرمانشاه انتقال یافت، وی در این زمان بیش از پیش نسبت به شدت نفوذ آمریكاییها در ارتش و فرهنگ كشور آگاهی یافت و بنابراین از هر فرصتی برای روشنگری مردم بهره می برد و در این هنگامه آشنایی او با احمد كشوری همراه و همرزمش سرآغاز تحولی جدید در زندگی اش بود.
پس از آشنایی با افكار و اندیشه های انقلابی امام خمینی(ره) و مطالعه معارف و كتابهای فلسفی و سیاسی از جمله نوشتههای مرتضی مطهری، وارد فعالیت و مبارزه علیه رژیم پهلوی شد.
اوج گیری نهضت انقلاب اسلامی و فرمان امام خمینی(ره) به نیروهای نظامی، مبنی بر خروج نظامیان از پادگان ها، سبب شد تا شیرودی با فرار از خدمت در ارتش به جمع معترضان بپیوندد و با تشكیل گروهی چریكی تا پیروزی انقلاب اسلامی به مبارزه با رژیم پهلوی بپردازد.
این رزمنده سپاه اسلام با پیروزی انقلاب و تشكیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، وارد سپاه غرب كشور شد و با اوجگیری فعالیت ها و جنگ افروزی های منافقان در كردستان وی به همراه چند تن دیگر از خلبانان برای برقراری امنیت و پاكسازی منطقه وارد عرصه نبرد شد و توانست در عملیات های مختلف پروازی آسیب های سنگینی را به نیروها و تجهیزات دشمن در منطقه های راهبردی غرب كشور وارد كند و به دلیل فداكاری های كم نظیرش او را به عنوان فرمانده خلبانان هوانیروز انتخاب كردند.
همزمان با آغاز جنگ تحمیلی در 31 شهریور 1359 خورشیدی در جریان یكی از ماموریتهای خود با سرپیچی از فرمان بنی صدر مبنی بر تخلیه پادگان و انهدام انبار مهمات منطقه، به همراه دو خلبان همفكر خود با 12 ساعت پرواز بینهایت حساس و خطرناك به عنوان تنها موشك انداز، به قلب دشمن حمله كرد و موفق شد تا جنگ افزارهای دشمن را در هم بكوبد و خسارت های سنگینی را بر رژیم بعث وارد ساخت.
صاحب نظران جنگ های هوایی شیرودی را «نامدارترین خلبان جهان» نامیده اند. وی هنگام هجوم به دشمن با بالگرد به صورت مایل شیرجه می رفت و دشمن را زیر رگبار گلوله می گرفت و مثل جت جنگنده فانتوم مانور می داد. وی بالاترین ساعت پرواز در جنگ را دارا است و با بیش از 40 بار سانحه و بیش از 300 مورد برخورد گلوله به بالگردش اما باز سرسختانه می جنگید و با روحیه ای پایدار و استوار در میدان نبرد حضوری فعال داشت.
سرانجام این امیر سرافراز سپاه اسلام در هشتم اردیبهشت 1360 خورشیدی به آرزوی دیرین خود یعنی شهادت نایل آمد و در منطقه بلندی های بازی دراز به رویارویی با لشكر زرهی عراق كه برای بازپس گیری این منطقه به طرف سرپل ذهاب روانه شده بودند، پرواز كرد و با انهدام چند تانک و جنگنده از پشت مورد اصابت گلوله تانک قرار گرفت و این گونه حماسه بی بدیل دیگری در دفتر تاریخ دفاع مقدس ثبت شد.
فرازهایی از وصیت نامه شهید شیرودی
«... وقتی كه پرواز می كنم حالتی دارم همانند یک نفرعاشق كه به طرف معشوق خود می رود. هر لحظه فكر می كنم كه به معشوق خودم نزدیک تر می شوم و به آن آرزوی قلبی كه دارم می رسم ولی وقتی برمی گردم هرچند كه پروازم موفقیت آمیزبوده باشد باز مقداری غمگین هستم چون احساس می كنم هنوز آنطوریكه باید خالص نشدم تا مورد قبول دعوت خدا قرار بگیرم.
... اگربرای احیای اسلام نبود، هرگز اسلحه به دست نمی گرفتم وبه جبهه نمی رفتم... پیروزی های ما مدیون دست های غیبی خداوند است. این كشاورز زاده تنكابنی، سرباز ساده اسلام است و به هیچ یک ازحزب ها وگروه ها وابسته نیست. آرزو دارم كه جنگ تمام شود و به زادگاهم بروم و به كاركشاورزی مشغول شوم ...»
راهنمای آزمون ارشد و دکتری رشته علوم قرآن و حدیث+مطالب آموزنده قرآنی و حدیثی+علایق شخصی