هجدهم آذرماه زادروز ملک‌الشعراء بهار

در سال ۱۲۸۹ شمسی، هنگامی که لشکریان روس تزاری به بهانۀ حفظ اتباع خود به خراسان و نواحی شمالی ایران گسیل شده بودند، این قصیده در خراسان گفته شد و در نوبهار انتشار یافت.

ای وطن من

ای خِطّۀ ایران مِهین ای وطن من

ای گشته به مهر تو عجین جان و تن من

ای عاصمۀ دنییِ آباد که شد باز

آشفته کنارت چو دل پُرحَزَن من

دور از تو گل و لاله و سرو و سمنم نیست

ای باغ گل و لاله و سرو و سمن من

بس خارِ مصیبت که خَلَد دل را بر پای

بی روی تو ای تازه‌شکفته چمن من

ای بارخدای من، گر بی تو زیم باز

افرشتۀ من گردد چون اهرمن من

تا هست کنار تو پُر از لشکر دشمن

هرگز نشود خالی از دل، مِحَن من

از رنج تو لاغر شده‌ام چونان کز من

تا بر نشود ناله نبینی بدن من

دردا و دریغا که چنان گشتی بی‌برگ

کز بافتۀ خویش نداری، کفن من

بسیار سخن گفتم در تعزیت تو

آوخ که نگریاند کس را سخن من

وانگاه نیوشند سخن‌های مرا خلق

کز خون من آغشته شود، پیرهن من

وامروز همی‌گویم با محنت بسیار

دردا و دریغا وطن من، وطن من

ملک‌الشعراء بهار (۱۲۶۵-۱۳۳۰) از قصیده‌سرایان بزرگ شعر فارسی، مدیحه‌سرای وطن و آزادی و تصنیف‌سرایی موفق بود. او روزنامه و مجلۀ نوبهار و نیز مجلۀ دانشکده را بنیاد نهاد و استاد زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران بود‌. از آثار شعری او می‌توان به منظومۀ چهار خطابه، منظومۀ کارنامۀ زندان، نغمۀ کلک بهار و دیوان اشعار اشاره کرد.