شهید علی آقا عبداللهی شهید مدافع حرم در سوریه

شهید علی آقا عبداللهی شهید مدافع حرم در سوریه

شهید علی آقا عبداللهی در 10 دی ماه 1369 در تهران به دنیا آمد. او سال 76 در دبستان رسالت منطقه 11 ثبت نام کرد و دانش آموز شد. دوره دبیرستان را در هنرستان فنی شهدا در منطقه 12 در رشته برق و الکترونیک گذراند. کاردانی رشته الکترونیک خود را در دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر ری سپری کرد. پس از اتمام درس در سال 1390 به استخدام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و پس از گذراندن یک دوره یکساله در دانشگاه امام حسین علیه السلام در سپاه حفاظت انصارالمهدی مشغول خدمت شد. او در سال 91 ازدواج کرد و حاصل این ازدواج امیرحسین بود که سال 1393 به دنیا آمد.

او 2 سال پیگیر رفتن به سوریه بود که در نهایت 22 آذرماه سال 1394 راهی سوریه شد تا در دفاع از حرم اهل بیت علیهم السلام حضور داشته باشد. و در همان اعزام اول 23 دی ماه سال 1394 به شهادت رسید یعنی درست 31 روز پس از اعزام در منطقه خالدیه خان طومان به درجۀ رفیع شهادت نائل شد.

رفقایش تعریف کردند بعد از سه روزی که در مقر خان‌طومان بودیم، علی آقا موافقتش را برای رفتن به خط می‌گیرد. با لباس و اسلحه، آماده می‌آید سر یک پیچی می‌ایستد، و جلوی ماشین‌ بچه‌های سپاه را که برای عملیات می‌رفتند، می‌گیرد. فرمانده اش همیشه از علی تعریف می کرد و می گفت علی آقا در زمستان در هوای 8 درجه زیر صفر، 400 متر جاده صعب العبور را سینه‌خیز تا دل تکفیری‌ها می‌رود تا جاده را شناسایی کند.

علی آقا عبداللهی در حالیکه 25 سال سن بیشتر نداشت و تنها فرزندش یک ساله بود راهی مسیر شهادت شد. ارادت ویژه ای به حضرت زهرا(س) داشت و مانند همین بانوی بی نشان، بعد از شهادت گمنام شد. اثری از پیکرش به دست نیامد تا حالا که 8 سال از شهادتش می گذرد در جریان تفحص سوریه پیکر این شهید عزیز هم پیدا شده و به کشور بازگشته است.

وصیت نامه کامل شهید مدافع حرم علی آقا عبداللهی

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و صلوات بر محمد و ال محمد و روح پرفتوح امام (ره) و با درود به امام خامنه ای

خدمت همسر عزیز و دوست داشتنی خودم سلام عرض می نمایم.می دانم خیلی ناراحتی و از زمانی که با من ازدواج کرده ای جز زحمت چیز دیگری نداشته ام.

می دانم قصور زیادی دارم و آنطور که شما برای من بوده ای من برای شما نبوده ام اگر همیشه با شجاعت و اصرار به انجام هر گونه ماموریتی داشته ام فقط به خاطر همت و بردباری و مسئولیت پذیری شما بوده است از خداوند می خواهم اگر عمری باقی بود به بنده توفیق جبران زحمات شما را بدهد و اگر خداوند خواست و به این بنده لطف نمود و شهادت را نصیب کرد امیدوارم بنده را حلال بفرمایید. همسر عزیزم هدف بنده از این ماموریت لبیک گفتن به شعار نحن عباسک یا زینب می باشد و دیگری خوشحالی خانواده های مسلمان که می دانم خوشحالی خانواده خودم را در پی دارد می باشد و نابودی کفار زمان انشاالله و در آخر توفیق شهادت.

خواسته من از شما این است که لحظه ای از ولایت و خط رهبری جدا نشوید زیرا دشمن امروزه همین را می خواهد و تلاش به این دارد. به واجبات توجه بیشتری داشته باشید و لحظه ای از وجود خداوند و الطاف او غافل نشوید دوست دارم عشق به ولایت و رهبری و روحیه جهادی را در دل فرزندم زنده نگه داری و اما امیرحسین گلم پسربابا پسر عزیزتر از جانم سلام در ابتدا برای شما دعا می کنم شهید راه اسلام و ولایت باشید.

امیرحسین عزیزم اگر چه امروز پدرت در کنارت نیست ولی بدان که پدرت بسیاربسیار تو را دوست دارد و برای نجات کودکان همسن تو رفته است تا پدر مادر آنها خشنود باشند و می دانم با شادکردن دل آنها باعث شادی ابدی تو می شوم. ابراز عشق و دوست داشتن تو را در کلام و قلم نمی توانم ابراز کنم ولی بدان تو همه وجود پدرت بوده ای و دل کندن از تو خیلی برای من سخت بوده است ولی من در ظاهر به روی خود نیاوردم تا دیگران ناراحت نشوند و مانع رفتن بنده نشوند.

من از تو می خواهم تماما گوش به فرمان ولی فقیه خود باشی و هوشیار و آگاه با بصیرت زندگی خود را توام با تحصیل و کسب علم سپری نمایی و مراقب مادرت باشی و خواهشی که از تو دارم که مادرت را اذیت و ناراحت نکنی چرا که باعث ناراحتی من می شود.

شهید علی آقا عبداللهی شهید مدافع حرم در سوریه

پدر و مادر عزیزم سلام

بدون هیچ مقدمه ای از شما بابت تمام کارهایی که کرده اید به خصوص آخرین کار که اجازه رفتن بنده می باشد تشکر می کنم و دست و پاهای شما دو بزرگوار را می بوسم. می دانم چون خودم یک پدرم. نبود فرزند در کنار شما کمی مشقت آور می باشد و من هم از ابتدا برای شما جز زحمت و سختی چیز دیگری نداشتم و از خداوند می خواهم که به شما دو عزیز صبر بدهد.

پدر و مادر عزیرم همین الان که دارم برای شما می نویسم نمی دانم چه بگویم واقعا من شرمنده شما هستم زبانم قاصر است. هیچ وقت نتوانستم برای شما فرزند خوبی باشم ولی اگر توفیق شهادت نصیب بنده گردید برای شما دعا می کنم و می دانم ک یک افتخار برای شما و خودم می باشد.از شما پدر و مادر عزیزم می خواهم مراقب همسر و فرزندم باشید.و بنده را حلال کنید و برای بنده دعا بفرمایید.

امیدوارم حال شما عزیزان خوب باشد می دانم شما سه خواهر گلم را خیلی اذیت کرده ام امیدوارم بنده را حلال بفرمایید و برای بنده دعا بفرمایید... دعا می کنم عاقبت بخیر شوید و در کارهایتان پیروز و سربلند باشید و السلام