قال علیه السلام:

وَ قَد مَرّ بِقَتلَی الخَوَارِجِ یَومَ النّهرَوَانِ بُؤساً لَکُم لَقَد ضَرّکُم مَن غَرّکُم فَقِیلَ لَهُ مَن غَرّهُم یَا أَمِیرَ المُؤمِنِینَ فَقَالَ الشّیطَانُ المُضِلّ وَ الأَنفُسُ الأَمّارَةُ بِالسّوءِ غَرّتهُم باِلأمَاَنیِ ّ وَ فَسَحَت لَهُم باِلمعَاَصیِ وَ وَعَدَتهُمُ الإِظهَارَ فَاقتَحَمَت بِهِمُ النّارِ.

موقعی که امام (علیه السلام) گذرش به کشته های خوارج جنگ نهروان افتاد، فرمود:

بُؤساً: شدت، (بدا به حالتان که به شما زیان رساند آن که شما را فریب داد). پرسیدند یا امیرالمومنین چه کسی آنها را فریب داد؟

فرمود: (شیطان گمراه کننده و نفس های وادارنده ی به بدی، آنان را به وسیله ی آرزوها گول زدند راه سرکشی ها را به روی آنها گشودند، و وعده ی پیروزی به آنها دادند و آنها را در آتش دوزخ افکندند.) از این که امام (علیه السلام) آن عاملی را که باعث زیان و فریبشان شده، به شیطان گمراه کننده و نفس های وادارنده ی به بدی تفسیر فرموده است، دریافت می شود که گاهی مقصود از نفس اماره، همان شیطان است، و از طرفی اقتضای عطف مغایرت بین معطوف و معطوف علیه است.

و منظور از آرزوهایی که بدان وسیله ایشان را فریفته است، همان آرمان غلبه یافتن و چیرگی است و مقصود از کشاندن آنان به میدان عصیان و سرکشی، اجازه نافرمانی دادن و گسترش و جلوه دادن معاصی در نظر آنها است و همچنین، به آنان وعده ی پیروزی بر دشمنی را می دهد که بر آنها غالب شده است. بدیهی است که اینها باعث دخول در آتش جهنم می گردد.

و کلمه ی اقتحام: استعاره برای سرعت وارد ساختن آنان به جهنم است.

شرح حکمت 323 - حکمت های نهج البلاغه (همراه با 25 ترجمه و شرح) ص327 شرح ابن میثم