شهید حسن شجاعی شهیده هاجر محمدی شهید ماهان ستاره شهید پازوکی
چه کسانی در اوین به شهادت رسیدند؟
🔹فضای سالن دعای ندبه با روزهای دیگر فرق دارد. جمعیت آنقدر زیاد است که نمیتوانم وارد سالن شوم. تابوتی روی دستها بیرون میرود و مردم بر سر زنان دنبالش میدوند. ظاهرشان با بقیه روزها فرق میکند.
🔹زنان و مردانی که نه با اسلحه، که با آرزو آمده بودند؛ اما با تابوت برگشتند...
🔹«لیلا» آمده بود همسر زندانیاش را آزاد کند. وثیقه را به سختی جور کرده بود. اما خودش رفت و برنگشت. دختر ۸ ماههاش بیمادر شد...
🔹«ندا رفیعیپارسا» دکتر بود؛ وسط موشکباران در توانیر سرکار ماند تا به مردم خدمت کند. شهید شد. پدرش هنوز باور ندارد...
🔹«زهره السادات» کارمند بخش اداری اوین بود. موشک اسرائیل وسط اداری نشست. ترنم، دخترش، با چشم خیس کنار تابوت مادر ایستاده.
🔹«حسن شجاعی» حسابدار اوین. دامادی که ۳۰ سال جز لبخند چیزی از او ندیدند. حالا خانهاش ویران است و خانوادهاش سیاهپوش.
🔹«هاجر محمدی» برای آزادی یک زندانی آمده بود. خالهای که حالا عکسش دست پسربچهای است که فقط میپرسد: چرا؟
🔹«ماهان ستاره» سرباز وظیفه اوین بود. قرار بود مرخصی برود و با مادر سفر کند. اما با تابوت برگشت. مادرش هنوز میگوید: ماهان، پاشو...
🔹«شهید پازوکی» کاسب میدان تجریش بود؛ در موشکباران شهید شد.
🔹با هر تابوت، یک خانواده فرو ریخت. زنانی که مادر بودند، دختر بودند، پزشک بودند، همسر بودند... مردانی که پدر بودند، حسابدار بودند، سرباز بودند...
🔹یاد جملهی یک شهید فلسطینی میافتیم که گفت:
«اگر شهید شدم، نگویید یک عدد رفت. من یک سیارهام. قصهام را بگویید...»
🔸ما هم قول میدهیم: اینها اعداد نبودند. قصه بودند. سیاره بودند. و ما قصهشان را میگوییم تا دنیا بداند که اسرائیل به کجا سقوط کرده، که به زنان و زندانیها موشک میزند.
تصاویر و اسامی را حفظ میکنیم.
نامشان را در تاریخ ثبت میکنیم.
و یادشان را زنده نگه میداریم، تا آخرین روز جهان...
راهنمای آزمون ارشد و دکتری رشته علوم قرآن و حدیث+مطالب آموزنده قرآنی و حدیثی+علایق شخصی