تا مسیرم به درِ خانه ات افتاد ...حسین

خانه آباد شدم خانه ات آباد ... حسین

نه کلاسی نه کتابی نه قلمخانه و مشق

قلم و مشق و کلاسِ من و استاد‌ ... حسین

دل و دین داشتم و صبر و قراری ، همه را

مهر طوفانیِ تو داده سویِ باد…حسین

صید دام تو شدم عزّت و جاهم دادی

جان فدای کرمت حضرت صیاد… حسین

دل نالایق من تا به غمت گشت اسیر

تازه شد شهرت من بنده ی آزاد …حسین

گر که خوبم اگرم بد به تو من محتاجم

جان زهرا مبرم یک نفس از یاد …حسین

قسمتم کن سفری جنت بین الحرمین

با غبار حرم و صحن گوهرشاد …حسین

داریوش جعفری