تمام دلخوشی زندگی من این است که وقت مرگ می آیی و مرگ شیرین است
شعری فوق العاده زیبا درباره دیدار حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام
تمام دلخوشیِ زندگی من این است
که وقت مرگ می آیی و مرگ شیرین است
مگر نگفتی علی جان؛ فَمَن یَمُت یَرَنی
بیا که وقت وفایت به عهدِ دیرین است
به رغْم کوهِ گناهی که می کِشم بر دوش
سبُک شدم چو پَر کاه و سینه سنگین است
شهادتین مرا فاطمه تقبُّل کرد
بیا همه کس و کارم! زمان تلقین است
سلام وادی من؛ وادی السلام علی!
کجاست مسکن امنِ کسی که مسکین است
رسیده جان به لبم یا لبم رسیده به جان
مرا دو بوسه به روی ضریح، تسکین است
کفن کنید مرا رو به قبلۀ حرمش
نجف چه جای قشنگی برای تدفین است
فراق و وصل مرا می کُشند یک میزان
سرم به دامن حیدر، به روی بالین است
سرم مقابل ایوان طلای شاه نجف…
سرم مقابل زهرا، همیشه پائین است
علی که آبروی او قابِ قوس اَو اَدناست
اگر مرا نرساند به عرش، غمگین است
بخواه روزی از این پادشاه، بنده خدا!
گدای خانه او هر که هست، تضمین است
ممات، عین حیات است و نار، عین بهشت
کسی که دل به علی بسته است، خوش بین است
رضا دین پرور
راهنمای آزمون ارشد و دکتری رشته علوم قرآن و حدیث+مطالب آموزنده قرآنی و حدیثی+علایق شخصی