🕘Collocations connected with "Deadline"

کالوکیشن هایی مرتبط با اسم deadline:

🟢اسم deadline قابل شمارش هست و معمولا همراه با فعل های زیر به کار میره:

🔷have a deadline
موعد مقرر برای انجام کاری داشتن

✒️It's easier to work hard if you have a deadline.
اگر ضرب الاجل داشته باشید سخت کار کردن آسانتر است.

🔷work to a deadline
اجبار داشتن برای انجام کاری تا یک مهلت مقرر

✒️We're all under pressure and working to deadlines.
همه ما تحت فشار هستیم تا در موعد مقرر کار را تمام کنیم.

🔷meet a deadline
کاری را تا یک ضرب الاجل به پایان رساندن

✒️Everyone's working extremely hard to meet the deadline.
همه سخت کار می کنند تا کار را تا مهلت مقرر تمام کنند.

🔷miss a deadline
کاری را تا یک مهلت مقرر انجام ندادن

✒️There will be penalties if the government misses the deadline to cut air pollution.
در صورتی که دولت ضرب الاجل کاهش آلودگی هوا را از دست بدهد، مجازات خواهد شد.

🔷set a deadline
موعد مقرر تعیین کردن

✒️The deadline has been set at January 31st.
آخرین مهلت برای 31 ژانویه تعیین شده است.

🔷extend a deadline
تمدید یک مهلت

✒️My editor agreed to extend the deadline by two weeks.
سردبیر من با تمدید مهلت دو هفته ای موافقت کرد.

🔷a deadline passes
گذشتن یک مهلت

✒️The deadline had already passed for him to raise the money.
مهلت جمع آوری پول برای او گذشته بود.