نوشتم از نفست، خیره شد به غم آفاق گدازه شد غزلم در مصیبت اوراق
نوشتم از نفست، خیره شد به غم آفاق!
گدازه شد غزلم در مصیبتِ اوراق!
هجومِ تیرِ سه شعبه، دو باغ پرپر کرد...
به جفت گوش خراشید و حنجر اما طاق
کتاب کرببلا گرچه فجرِ پیروزی ست
نیافت جز به مسیرِ طلوع تو مصداق!
به نازُکای گلوی مطهرت سوگند:
که بعدِ داغ تو خون بست با خدا میثاق!
که وقتِ رفتنِ تو رفت جان ز پیکرِ ما
شکست پشتِ فلک، لرزه ها رسید به ساق!
چه کرد با تو و جان دادنِ تو خونِ خدا«ع»؟!
سکوت می کنم آری، زبان نداد وفاق!
زبان به شرحِ غمِ مقتلِ تو دارد عجز
و بیمِ شاعرت آنکه: نبی «ص» نماید عاق...!
به شیرخوارگی ات رحم اگر ندارد تیر
چه غم که بوسه به قنداقه ات زند آفاق!

مصلحی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر ۱۴۰۲ ساعت ۱:۵۱ ب.ظ توسط دکتر سید مهدی مصطفوی
|
راهنمای آزمون ارشد و دکتری رشته علوم قرآن و حدیث+مطالب آموزنده قرآنی و حدیثی+علایق شخصی