مسألۀ استناد برخی به آیۀ ۹۴ سورۀ یونس برای طرح شبهه علیه پیامبر اکرم(ص)، سابقه‌ای طولانی دارد و از جمله یوسف دُرّه حَدّاد، نویسندۀ مسیحی، از این آیه برای تردیدافکنی در وحیانی بودن قرآن استفاده کرده است. ظاهر آیه چنین می‌نماید که خطاب آن به شخص پیامبر و مسلمانان است، اما با دقت در صدر و ذیل آیه روشن می‌شود که مقصود اصلی، کافران و منافقانی هستند که در رسالت پیامبر شک داشتند:

(فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ... فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ)

در اینجا خداوند، برای رفع شک آنان، ارجاع به اهل کتاب را مطرح می‌کند؛ زیرا نبوت پیامبر خاتم در کتب آسمانی آنان ذکر شده بود. این ارجاع به معنای پذیرش بی‌قید و شرط گفته‌های اهل کتاب نیست، بلکه ناظر به اصل عقلانی «رجوع به خبره» است؛ چنان‌که در آیۀ دیگر نیز آمده است:

(فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ * بِالْبَيِّنَاتِ...) نحل: 43 و 44.

علامه طباطبایی نیز در المیزان (ج۱۲، ص۲۵۹) تأکید دارد که این آیات، دلالت بر جواز مراجعه مطلق به هر فرد یا گروهی بدون توجه به شرایط و اوصاف آنان ندارد.

از سوی دیگر، قرآن کریم در آیات متعددی، اهل کتاب و به‌ویژه عالمانشان را به تزویر، تحریف و کتمان حقایق متهم کرده است:

  • (يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ...) بقره: 75.

  • (فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ...) بقره: 79.

حتی در برخی موارد، مسلمانان صراحتاً از مراجعه به اهل کتاب نهی شده‌اند، مانند آیۀ ۲۲ سورۀ کهف:

(...فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَدًا)

بر این اساس، با توجه به مجموع آیات و روایات، نمی‌توان به طور مطلق جواز مراجعه به اهل کتاب را در تفسیر قرآن یا تاریخ انبیای پیشین اثبات کرد.

منابع:

  • طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۲، ص۲۵۹.

  • معرفت، محمدهادی، التفسیر و المفسرون، ج۲، ص۹۲.

  • «شبهۀ وارده بر آیه 94 سوره یونس از طرف یوسف حداد و نقد آن»، صدری فر، نبی‌اله؛ اکبرزاده، رجب؛ مولوی، محمد، تفسیر پژوهی، دوره 4، شماره 8، اسفند 1396، ص64-87.