نکات مفید - علائم اختصاصی اسم

ابن مالک در الفیه می گوید:

بالجرّ و التنوین و الندا و ال / و مسند للاسم تمییز حصل:
____
موارد مختص به اسم به شرح زیر است:

1. مجرور شدن:

الف: حرف جر نظیر من، فی، الی و ... بر سرش بیاید

ب: در جایگاه مضاف الیه واقع شود کتاب علیّ)


2. تنوین گرفتن: جاء رجلٌ: واژه رجل از آنجایی که تنوین پذیرفته است، اسم محسوب می شود.

3. پذیرش «ال»: العالِم: اسم است زیرا ال پذیرفته است.

4. منادی واقع شدن: بتوانیم آن واژه را پس از حروف نداء نظیر یا، أ: أ فاطم مهلا بعض هذا التدلل، أیا وا، و ... بیاوریم.

- نکته:

یا لیتنی کنتُ معهم : ای کاش من همراه آنها بودم/ باشم.

آیا لیت منادی است و آن را اسم می دانیم؟

یا لیت یعنی ای کاش. آیا داریم کاش را صدا می زنیم؟ خیر!

یا لیت:

- «یا» در اینجا دیگر حرف نداء نیست بلکه حرف تنبیه است.

- قول دوم : عبارتِ محذوفی در کار است. ( یا قومُ لیتنی کنتُ معهم): منادی حذف شده است. منادی قوم محذوف بوده است.

یا ایّها الناس: - ایّ: منادی نکره مقصوده. در واقع: واژه ال دار مستقیما نمی تواند پس از یا واقع شود. در نتیجه ما ایها را بین «یا» و «واژه ال دار» می اوریم.

5. اضافه: چه مضاف واقع شدن، چه مضاف الیه واقع شدن: کتابُ علیّ

اضافه یعنی چه؟ نسبت دادن. کتاب علی: کتاب. علی

مضاف: نسبت داده شده، مضاف الیه (مجرور): آن چه مضاف

به او نسبت داده شده است.

اضافه (معنویه) سه نوع است:

○ اضافه از نوع اختصاصیة (بر پایه لام: برای): چیزی را به چیزی نسبت دادن مبنی بر اینکه بگوییم آن چیز اول مربوط و مختص و مملوک چیز دوم است. کتاب علی: کتابی برای علی.

○ اضافه از نوع ظرفیة (بر پایه فی: در) : چیزی را به چیزی نسبت می دهیم مبنی بر اینکه بگوییم آن چیز اول مظروف چیز دوم است: جام جهانی آلمان: جام جهانی در آلمان. صلاة العصر: صلاة فی العصر.

○ اضافه از نوع بیانیة (برپایه مِن: از جنس): انگشتر طلا: انگشتری از جنس طلا: خاتمُ ذهبٍ.

6. اسناد الیه: اخبار عنه : مسند الیه واقع شدن.

a. اسناد: نسبت دادن تامّ: با نسبت دادن چیزی به چیز دیگر یک جمله به وجود می آوری:

§ جمله فعلیه: ذَهَبَ علیّ: علی رفت. / رفتن را به علی نسبت داده ام. بین فعل و فاعل نسبت تامة ایجاد شده است. در جمله فعلیه مسند فعل و مسند الیه فاعل است.

□ چه چیزی نسبت داده شده است: رفتن (فعل) = مسند: نسبت داده شده

□ رفتن را به چه چیزی نسبت داده ام: علی (فاعل) = مسند الیه: آن چیزی به مسند به آن نسبت داده شده است.

§ جمله اسمیه: علیٌّ ذاهبٌ: علی رونده است. / رونده بودن را به علی نسبت داده ام. بین مبتدا و خبر

□ چه چیزی نسبت داده شده: رونده بودن / ذاهب ( مسند)

□ رونده بودن به چه چیزی یا کسی نسبت داده شده: علی (مسند الیه)

□ در جمله اسمیه مسند خبر و مسند الیه مبتدا است.