مجموعه آثار شهید مطهری جلد 17 بخش دوم; یادداشتها فصل اول; ریشه های تاریخی حادثه کربلا

جلد دوم از بخش سیره معصومین علیهم السلام (حماسه حسینی)

جمله های امام حسین به ابوذر

عقاد در ص 64 در مقام بیان فصاحت امام حسین جمله هایی را که به ابوذر فرموده نقل می کند:

یا عماه ان الله قادر ان یغیر ما قد تری، و الله کل یوم فی شان، و قد منعک القوم دنیاهم و منعتهم دینک، و ما اغناک عما منعوک! و ما احوجهم الی ما منعتهم فاسئل الله الصبر و النصر، و استعذ به من الجشع و الجزع، فان الصبر من الدین و الکرم، و ان الجشع لا یقدم رزقا و الجزع لا یؤخر اجلا(23).

عقاد می گوید:

و کان یومئذ فی نحو الثلاثین من عمره فکانما اودع هذه الکلمات شعار حیاته کاملة منذ ادرک الدنیا الی ان فارقها فی مصرع کربلا(24).

[504]

این اشعار را به آن حضرت نسبت می دهد:

اغن عن المخلوق بالخالق تغن عن الکاذب بالصادق و استرزق الرحمن من فضله فلیس غیر الله من رازق من ظن ان الناس یغنونه فلیس بالرحمن بالواثق(25)

و ایضا:

لعمرک اننی لاحب دارا تکون لها سکینة و الرباب احبهما و ابذل کل مالی و لیس لعاتب عندی عتاب(26)

23 - [عمو جان! خداوند قادر است که وضع کنونی را دگرگون سازد، و خداوند هر روزی ست به کار چیزی است، و این قوم دنیای خود را از تو باز داشتند و تو دین خود را از آنان. راستی که تو چه بی نیازی از آنچه تو را محروم ساختند، و آنان چقدر به آنچه تو آنها را محروم ساختی نیازمندند. پس از خداوند صبر و یاری بخواه، و از حرص و بی تابی به او پناه بر، که صبر از دین و کرم است. و نه حرص روزی را پیش اندازد و نه بی تابی اجل را به تاخیر افکند. ]24. [و آن روز آن حضرت سی ساله بودند، و گویا شعار تمام زندگی خود را از روزی که پا به دنیا گذارد تا روزی که در قتلگاه کربلا از دنیا مفارقت کرد در این چند کلمه گنجانده بود. ]25 - [با پیوستن به خالق، از مخلوق بی نیازی جو تا با پیوستن به راستگو، از دروغپرداز بی نیاز شوی. و از فضل خدای رحمان روزی طلب، که جز خداوند روزی دهنده ای نیست. هر کس پندارد که مردم وی را بی نیاز توانند کرد بی شک به خدای رحمان وثوق و اطمینان ندارد.]26. [به جان تو سوگند که من خانه ای را که سکینه و رباب داشته باشد دوست می دارم. من آندو را دوست دارم و همه دارایی خود را در راهشان می دهم، و سرزنش کسی برایم اهمیت ندارد]