یَهْدِی بِهِ الله مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَیُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَیَهْدِیهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ

خداوند به برکت آن، کسانی را که از خشنودی او پیروی کنند، به راه‌های سلامت، هدایت می‌کند؛ و به فرمان خود، از تاریکی ها به سوی روشنایی می‌برد؛ و آنها را به سوی راه راست، رهبری می‌نماید.


معانی کلمات آیه
سبل: (بر وزن شتر) راه ها. مفرد آن سبیل است.

سلام: سلامتى. خالى بودن از هر ناراحتى.

مصیر: بازگشت و محل بازگشت (اسم مکان و مصدر میمى). مراد معناى اول است و در آن معناى انتقالى و تحول منظور است.[۱]


یَهدِی‌ بِه‌ِ الله مرجع‌ ضمیر ‌به‌ ممکن‌ ‌است‌ بلکه‌ ظاهر همین‌ ‌است‌ ‌که‌ حضرت‌ رسالت‌ ‌باشد‌ ‌که‌ ‌در‌ ‌آیه‌ قبل‌ فرمود قَد جاءَکُم‌ رَسُولُنا بقرینه‌ کلمه‌ یبیّن‌ و یعفو و ممکن‌ ‌است‌ «قرآن‌» ‌باشد‌، بواسطه‌ اقربیت‌ ‌در‌ جمله‌ و کتاب‌ مبین‌.

مَن‌ِ اتَّبَع‌َ رِضوانَه‌ُ کسانی‌ ‌را‌ ‌که‌ ‌از‌ روی‌ حقیقت‌ و واقعیت‌ متابعت‌ میکنند ‌آن‌ دینی‌ ‌را‌ ‌که‌ مرضی‌ ‌خدا‌ ‌باشد‌ و ‌اینکه‌ خاص‌ بمذهب‌ شیعه‌ اثنی‌ عشریه‌ ‌است‌ ‌که‌ اهل‌ بدعت‌ نباشند و انکار ضروریات‌ دین‌ و مذهب‌ ‌را‌ نکنند و مرتکب‌ عملی‌ نشوند ‌که‌ موجب‌ ارتداد شود و دلیل‌ ‌بر‌ ‌اینکه‌ مدّعی‌ ‌آیه‌ شریفه‌ ‌است‌ ‌که‌ قبلا بیان‌ شد الیَوم‌َ أَکمَلت‌ُ لَکُم‌ دِینَکُم‌ وَ أَتمَمت‌ُ عَلَیکُم‌ نِعمَتِی‌ وَ رَضِیت‌ُ لَکُم‌ُ الإِسلام‌َ دِیناً ‌که‌ دین‌ مرضی‌ الهی‌ اسلامیست‌ ‌که‌ مقرون‌ بولایت‌ ‌باشد‌ و اما سایر فرق‌ اسلامی‌ متابعت‌ کردند دینی‌ ‌را‌ ‌که‌ موجب‌ غضب‌ الهی‌ ‌است‌.

سبل‌ ‌السلام‌ مراد ‌از‌ سلام‌ بعید نیست‌ ‌که‌ بهشت‌ ‌باشد‌ بقرینه‌ لَهُم‌ دارُ السَّلام‌ِ عِندَ رَبِّهِم‌ انعام‌ ‌آیه‌ 127، و ‌آیه‌ وَ اللّه‌ُ یَدعُوا إِلی‌ دارِ السَّلام‌ِ یونس‌ ‌آیه‌ 25، و محتمل‌ ‌است‌ مراد خداوند متعال‌ ‌باشد‌ زیرا یکی‌ ‌از‌ اسماء مقدّسه‌ سلام‌ ‌است‌ چنانچه‌ میفرماید هُوَ اللّه‌ُ الَّذِی‌ لا إِله‌َ إِلّا هُوَ المَلِک‌ُ القُدُّوس‌ُ السَّلام‌ُ الایه‌ حشر ‌آیه‌ 23، و محتمل‌ ‌است‌ مراد سلامتی‌ دنیا و آخرت‌ ‌باشد‌ و ‌بر‌ ‌هر‌ تقدیر راههای‌ بهشت‌ و ‌خدا‌ و سلامتی‌ دنیا و آخرت‌ یکی‌ ‌است‌.

وَ یُخرِجُهُم‌ مِن‌َ الظُّلُمات‌ِ إِلَی‌ النُّورِ شرحش‌ ‌در‌ ذیل‌ ‌آیه‌ شریفه‌ اللّه‌ُ وَلِی‌ُّ الَّذِین‌َ آمَنُوا یُخرِجُهُم‌ مِن‌َ الظُّلُمات‌ِ إِلَی‌ النُّورِ گذشت‌ ‌در‌ مجلد دوم‌.

باذنه‌ مکرر گذشت‌ ‌که‌ افعال‌ اختیاریه‌ بنده‌ مستقل‌ ‌در‌ ‌آنها‌ نیست‌ ‌تا‌ مشیت‌ حق‌ تعلّق‌ نگیرد فعل‌ صادر نشود و ‌اینکه‌ معنی‌ نه‌ بنحو اجبار ‌است‌ ‌که‌ اختیار ‌عبد‌ بی‌اثر صرف‌ ‌باشد‌ و نه‌ بنحو شرکت‌ ‌است‌ ‌که‌ اختیار ‌عبد‌ ‌با‌ مشیت‌ حق‌ علت‌ صدور ‌باشد‌ زیرا ثواب‌ و عقاب‌ ‌در‌ صورتی‌ موافق‌ عدل‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌عبد‌ اختیار تام‌ داشته‌ ‌باشد‌ لکن‌ بنحو طولیتست‌ باین‌ معنی‌ ‌که‌ فعل‌ باختیار ‌عبد‌ ‌است‌ و منشأ ثواب‌ و عقاب‌ ‌است‌ و فعل‌ و اختیار ‌عبد‌ و قدرت‌ ‌او‌ تماما ‌در‌ تحت‌ اراده‌ و مشیت‌ حق‌ ‌است‌ و الفعل‌ فعل‌ اللّه‌ و ‌هو‌ فعلنا ‌پس‌ استناد بعبد و استناد بحق‌ ‌هر‌ دو صحیح‌ ‌است‌ طولا ما قَطَعتُم‌ مِن‌ لِینَةٍ أَو تَرَکتُمُوها قائِمَةً عَلی‌ أُصُولِها فَبِإِذن‌ِ اللّه‌ِ حشر ‌آیه‌ 5.

وَ یَهدِیهِم‌ إِلی‌ صِراطٍ مُستَقِیم‌ٍ هدایت‌ بمعنی‌ ارائه‌ طریق‌ باعطاء عقل‌ و قدرت‌ و اختیار ‌عبد‌ و ارسال‌ رسل‌ و انزال‌ کتب‌ و بیان‌ احکام‌ نسبت‌ بتمام‌ مکلّفین‌ ‌از‌ جن‌ و انس‌ ‌است‌ و اما بمعنی‌ قبولی‌ ایمان‌ و اطاعت‌ و ترک‌ مخالفت‌ و سلوک‌ ‌در‌ صراط مستقیم‌ خاص‌ ‌اینکه‌ طائفه‌ ‌است‌ ‌که‌ متابعة رضوان‌ الهی‌ کنند و ‌در‌ صدد تحصیل‌ حق‌ و حقیقت‌ باشند.


قواعد تفسیر دکتر بابایی

مقام سخن

قرينه مقام را، دلیل قرار داده است بر اینکه مراد از «صراط مستقيم» همان راه مستقیمِ یگانه ای است که خدای متعال در کلامش به خودش نسبت داده است یعنی هرچند لفظ «صراط مستقیم» نكره است و لفظ نکره بر مصداق معینی دلالت ندارد، ولی به قرینه اینکه این آیات در مقام مدح قرآن کریم و بیان فواید و آثار نیکوی آن برای انسان ها هستند، روشن است که مراد از آن، راه مستقیم خدا است. آوردن «صراط مستقيم» برای آن نبوده که متعین در راه مستقیم خاص نباشد و قابل انطباق بر هر راه مستقیم باشد، بلکه برای تعظیم و بزرگ نشان دادن شأن آن راه مستقیم است